اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١
٢ / ٥
انس بن مالك
٢٥.انس: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شش ماه هر گاه براى نماز صبح بيرون مى آمد به در خانه فاطمه مى رفت و مى فرمود: نماز را دريابيد اى اهل البيت: «اِنَّما يُريدُ اللّه ُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البيتِ ويُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» .
٢ / ٦
براء بن عازب
٢٦.براء بن عازب: على، فاطمه، حسن و حسين بر در خانه پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند. پيامبر رداى خود را برداشت و آن را بر روى ايشان انداخت و فرمود: خدايا! اينان خاندان من هستند.
٢ / ٧
ثوبان
٢٧.سليمان منبّهى به نقل از ثوبان غلام رسول خدا صلى ا پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه به مسافرت مى رفت فاطمه، آخرين شخص از خاندانش بود كه او را مى ديد و نخستين كسى بود كه هر گاه از سفر مى آمد به ديدن او مى رفت. يك بار پيامبر از جنگ بازگشت و اين در حالى بود كه فاطمه، پلاس يا پرده اى بر در اتاقش آويخته بود و حسن و حسين را با دو دستبند سيمين آراسته بود. پيامبر به هنگام برگشتن به خانه فاطمه نيامد و فاطمه گمان كرد آن چه مانع از آمدن حضرت به خانه او شده چيزهايى است كه ديده است، لذا پرده را پاره كرد و دو دستبند را از دو كودك گرفت و آنها را ميان آنها شكست. آن دو گريه كنان نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رفتند، پيامبر دستبندها را از آنها گرفت و گفت: اى ثوبان! اينها را به فلان خانواده ـ كه خانوارى در مدينه بودند ـ برسان، من ناخوش مى دارم كه اهل بيت من داراييهاى نيكوى خود را در زندگى دنيوى بخورند. اى ثوبان! براى فاطمه گردنبندى از عَصْب و دو دستبند از عاج بخر.