اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٩
٦٨٥.ابو عمرو شيبانى: امام صادق عليه السلام را ديدم كه بيلى در دست و جامه اى زبر بر تن دارد و در باغ خود مشغول كار است و عرق از پشتش مى ريزد. عرض كردم: قربانت گردم، اجازه بده من اين كار را برايت انجام دهم. فرمود: من دوست دارم انسان در طلب معاش، خود را در گرماى آفتاب به رنج اندازد.
٦٨٦.عبد الاعلى وابسته آل سام مى گويد: در روزى از روزهاى بسيار گرم تابستان با امام صادق عليه السلامروبرو شدم. عرض كردم: قربانت گردم، وضع تو در درگاه خداوندى و خويشاونديت با رسول اللّه صلى الله عليه و آله چنين است ولى با اين حال در چنين روزى خود را به سختى مى افكنى؟! امام عليه السلامفرمود: اى عبدالاعلى! در طلب روزى بيرون آمده ام تا از امثال تو بى نياز باشم.
٦٨٧.على بن ابى حمزه: حضرت ابو الحسن (كاظم) عليه السلام را ديدم كه در زمينش كار مى كرد و دو پايش خيس عرق شده است. عرض كردم: قربانت گردم، مردانت كجا هستند؟ فرمود: اى على! كسى با دستش در زمين خود كار كرده است كه از من و پدرم بهتر بود. عرض كردم: او چه كسى بود؟ فرمود: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و امير المؤمنين عليه السلام و پدران من همگى با دست خويش كار مى كرده اند. اين كار پيامبران، فرستادگان، جانشينان و نيكان است.