اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٥
٦٠٩.امام صادق عليه السلام: پدرم در دل شب نماز مى گزارد و آن قدر سجده را طولانى مى گردانْد كه ما گمان مى كرديم خوابيده است.
٦١٠.امام صادق عليه السلام: من بستر پدرم را مى گستردم و منتظر آمدنش مى ماندم، پس هرگاه در بسترش جاى مى گرفت و مى خوابيد، من نيز به بستر خود مى رفتم. شبى او دير كرد و من در جستجوى او به مسجد رفتم و اين در حالى بود كه مردم خوابيده بودند. ناگاه او را در مسجد يافتم كه به سجده رفته و در مسجد كسى جز او نبود. ناله او را شنيدم كه مى گفت: پاك هستى بار الها، بى شكّ و ترديد تو خداى پاك منى، خدايا در برابر تو از سرِ تعبد و بندگى به سجده افتاده ام، خدايا عمل من ناچيز است، پس آن را براى من دو چندان كن، خدايا مرا از عذاب روزى كه بندگانت را برمى انگيزى، حفظ كن و مرا ببخش كه تو بخشنده و مهر ورزى.
٦١١.امام صادق عليه السلام: پدرم، ذكر فراوان مى گفت، من با او راه مى رفتم، در حالى كه او ذكر خدا بر لب داشت و با او غذا مى خوردم در حالى كه او خدا را ياد مى آورد، او با مردم سخن مى گفت و اين هم او را از ذكر الهى باز نمى داشت، زبان او را مى ديدم كه از ذكر «لا اله الاّ اللّه » به سقف دهانش چسبيده بود. او ما را گرد مى آورد و از ما مى خواست تا بر آمدن آفتاب ذكر گوييم. هر كه را از ما [كه مى توانست] قرائت كند، دستور قرائت قرآن مى داد و به هر كه قرائت نمى كرد، دستور ذكر مى داد.
٦١٢.يحيى علوى: موسى بن جعفر به سبب عبادت و سخت كوشى، عبد صالح ناميده مى شد. اصحاب ما روايت كرده اند كه ايشان داخل مسجد رسول اللّه صلى الله عليه و آله شدند و در آغاز شب، سجده اى كردند و شنيده مى شد كه در سجده اش مى فرمود: گناه من فراوان گشته است، پس گذشت تو بايد نيكو گردد، اى اهل تقوا و اى اهل گذشت و اين جمله را آن قدر تكرار كرد تا صبح شد.