اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٥
٥٩٤.امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دو برابر نماز واجب، نماز نافله مى گزارد.
٥٩٥.عائشه : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شبى طولانى را ايستاده و شبى طولانى را نشسته، نماز مى گزارد.
٥٩٦.عائشه : از هنگامى كه خداوند فرمود: «شب را زنده بدار مگر اندكى را»، پيامبر صلى الله عليه و آله شبها كم مى خوابيد.
٥٩٧.عائشه : پيامبر صلى الله عليه و آله در هر حال به ياد خدا بود.
٥٩٨.امام على عليه السلام: فاطمه عليهاالسلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفت تا از او خدمتكارى بخواهد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آيا آن چه را براى تو بهتر است، به آگاهى تو برسانم؟ هنگام خوابيدن، سى و سه بار «سبحان اللّه » بگو و سى و سه بار «الحمدللّه » بگو و سى و چهار بار «اللّه اكبر». من هنوز آن را ترك نكرده ام. پرسيدند: حتّى در شب صفّين. فرمود: حتّى در شب صفّين.
٥٩٩.عروة بن الزبير: در مسجد رسول اللّه صلى الله عليه و آله نشسته بوديم و درباره كارهاى اهل بدر وبيعت رضوان سخن مى گفتيم. ابوالدرداء گفت: اى جماعت! آيا كسى را به شما معرفى بكنم كه داراييش از همه كمتر وپاكدامنى اش از همه بيشتر ودرعبادت از همه سخت كوش تر است؟ گفتند: او كيست؟ گفت: على بن ابى طالب.
٦٠٠.حبّة العرنى: در حالى كه من و نوف در حياط دار الخلافه خوابيده بوديم در باقيمانده شب، امير المؤمنين عليه السلام را ديديم كه چون شيدايى، دستش را بر ديوار نهاده بود و مى فرمود: «همانا در آفرينش آسمانها و زمين...» تا پايان آيه. او مى گويد: حضرت عليه السلام سپس اين آيات را چنان تلاوت مى كرد و مى گذشت كه گويى هوش از سرش پريده است. آن گاه فرمود: اى حبّه! خوابى يا بيدار؟ عرض كردم: بيدار، تو كه چنين مى كنى ديگر ما بايد چه كنيم؟! حبّه مى گويد: حضرت عليه السلام ديده برهم نهاد وگريست، سپس فرمود: اى حبّه! خداوند جايگاهى دارد و ما در برابر او، جايگاهى داريم كه چيزى از اعمال ما بر او پنهان نمى مانَد. اى حبّه! خداوند از رگ گردن به من و تو نزديكتر است. اى حبّه! هرگز چيزى من و تو را در برابر خدا پنهان نمى كند. سپس فرمود: اى نوف! تو خواب هستى؟ گفت: خير يا امير المؤمنين، من خواب نيستم وامشب فراوان گريسته ام. حضرت عليه السلام فرمود: اى نوف! اگر امشب از هراس خدا گريسته باشى، چشمت فردا روز در برابر خداوند عزّوجل روشن باشد. اى نوف! قطره اى اشك از ترس خدا، از ديده كسى فرو نمى غلطد مگر آن كه درياهايى از آتش را فرو نشانَد. اى نوف، منزلت هيچ كس نزد خدا، از كسى بيشتر نيست كه از هراس خدا بگريد و براى خدا دوست بدارد و در راه خدا كينه ورزد اى نوف، هر كس در راه خدا محبّت ورزد چيزى را بر محبّت او ترجيح ندهد و هر كس در راه خدا كينه ورزد خيرى به كينه توزان او نرسد، در اين هنگام است كه حقايق ايمان را به كمال رسانده ايد. امام عليه السلام سپس آن دو را پند و اندرز داد و در پايان سخن فرمود: از خدا ترسان باشيد كه شما را بيم دادم، سپس در حالى كه مى گذشت فرمود: اى كاش مى دانستم كه در غفلتهاى خويش تو از من روى برتافته اى يا بر من مى نگرى؟ و اى كاش در خواب طولانى و كمىِ سپاسگزارى ام نسبت به نعمتهاى تو بر خود، مى دانستم كه چه وضعى دارم؟ راوى مى گويد: به خدا سوگند، حضرت عليه السلامهمچنان در اين حال بود تا سپيده دميد.