دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٧
٢ / ١٦
و اين چند نشانه ديگر
٢١٣٦.تهذيب الكمال ـ به نقل از اُمّ حَيّان ـ: هنگامى كه حسين عليه السلام كشته شد ، سه روز ، هوا تاريك شد . كسى دست به زعفران آنها نزد و آن را بر صورتش ننهاد ، جز آن كه سوخت و هيچ سنگى در بيت المقدّس جا به جا نشد ، جز آن كه در زيرش ، به خون تازه برخوردند .
٢١٣٧.كامل الزيارات ـ به نقل از ابو نصر ـ: مردى از اهالى بيت المقدّس گفت : به خدا سوگند ، ما ساكنان بيت المقدّس و اطراف آن ، [با همه دورىِ راه ،] شامگاهان ، كشته شدن حسين عليه السلام را فهميديم . گفتم : چگونه مى شود ؟ گفت : هيچ سنگ و شن و صخره اى را بلند نكرديم ، جز آن كه در زير آن ، خون تازه و جوشان ديديم و ديوارها مانند خونِ بسته، سرخ شده بودند و تا سه روز ، خون تازه بر ما باريد . همچنين ، شنيديم كه مُنادى اى در دل شب ، ندا مى دهد : {٠ آيا امّتى كه حسين را كشت ، شفاعت جدّ او را در روز حساب ،اميد مى برد؟! ٠} {٠ پناه بر خدا ! به يقين ، به آن نخواهيد رسيد و مقصودم ، شفاعت احمد و ابو تراب است . ٠} {٠ بهترين سوار را كشتيد و بهترينِ همه پيران و جوانان را . ٠} و خورشيد ، سه روز گرفت و سپس باز شد و ستارگان در هم رفتند و فرداى آن روز ، شايعه كشته شدنش پخش شد و خيلى نگذشت كه خبر شهادت حسين عليه السلام به ما رسيد .