دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩
٢١١٣.تهذيب الكمال ـ به نقل از ابو جَناب كلبى ـ: به كربلا آمدم و در آن جا به مردى از بزرگان عرب گفتم : به من خبر رسيده كه شما نوحه جنّيان را مى شنويد! گفت : هر آزاد و بنده اى را كه ببينى ، به تو خواهد گفت كه آن را شنيده است . گفتم : به من بگو كه چه شنيده اى؟ گفت : شنيدم كه مى گويند : {٠ پيامبر ، بر پيشانىِ او دست كشيد و گونه هايش گل انداخت . ٠} {٠ پدر و مادرش از بزرگان قريش اند و نيايَش ، بهترينِ نياكان است. ٠}
٢١١٤.الأمالى ، مفيد ـ به نقل از محفوظ بن مُنذر ـ: پيرمردى از بنى تميم كه در رابيه [١] مى نشست، به من گفت:از پدرم شنيدم كه مى گفت: ما از كشته شدن امام حسين عليه السلام ، آگاه نشديم ، تا غروب روز عاشورا شد . آن هنگام ، من در رابيه نشسته بودم و مردى از همان محلّه نيز كنار من بود كه شنيديم كسى ندا مى دهد : ٠ به خدا سوگند ، نزد شما نيامدم تا اين كه در صحراى طف ، گونه هاى خاك آلود و سرِ بريده را ديدم ٠ ٠ كه به گرد او ، جوانانى بودند كه از گلويشان خون مى ريخت، به سان چراغ هاى فروزان بر فراز تاريكى . ٠ ٠ ماده شتر جوانم را تاختم تا پيش از آن كه [در بهشت،] حوريان باكره را ديدار كنند ، به آنان برسم ؛ ٠ ٠ ولى سرنوشت ، محرومم كرد و خدا كارش را به سرانجام مى رساند و [آن رخداد ،] كارى بود كه خداوند ، آن را مقدّر كرده بود . ٠ ٠ حسين ، چراغ فروزانى بود كه از او نور مى گرفتند . خدا مى داند كه من دورغ نمى گويم . ٠ ٠ خداوند بر پيكرى درود فرستد كه قبر حسين ، آن را در بر گرفته و همراهِ نيكى است . ٠ ٠ و در كنار پيامبر خدا در غرفه هاى بهشت ، با [علىِ] وصى و [جعفرِ] طيّار ، شاد است . ٠ ما به او گفتيم : تو كيستى ـ خدا تو را رحمت كند ـ ؟ گفت : من و پدرم ، از جنّيان نَصيبين [٢] هستيم كه قصد يارى حسين عليه السلام و جانبازى در راه او را داشتيم؛ ولى از حج كه باز گشتيم ، هنگامى به او رسيديم كه كشته شده بود .
[١] رابيه ، به معناى زمين بلند است ؛ ولى سياق اين حديث ، دلالت دارد كه اسم جاى خاصّى است .[٢] نصيبين ، شهرى در شمال عراق قديم كه اكنون در جنوب تركيه واقع است (ر. ك : نقشه شماره ٥ در پايان جلد ٨) .