دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥
١٧٦٨.المناقب ، ابن شهرآشوب : على اكبر عليه السلام ، فرزند حسين عليه السلام ، پيش آمد . او جوانى هجده ساله (و گفته شده كه ٢٥ ساله) بود و صورت و سيرت و سخن گفتنش به پيامبر صلى الله عليه و آله مى مانْد . او رَجَز مى خواند و مى گفت : ٠ من على ، پسر حسين بن على ام كه جدّ پدرى شان پيامبر صلى الله عليه و آله است . ٠ ٠ به خانه خدا سوگند كه ما به داشتن وصى ، شايسته تريم و به خدا سوگند كه بى نسب (ابن زياد) ، نمى تواند بر ما حكم براند ! ٠ ٠ شما را با شمشير مى زنم و از پدرم ، حمايت مى كنم و [ آن قدر ] با نيزه شما را مى زنم تا اين كه خم شود ٠ ٠ شمشير زدنِ جوان هاشمىِ عَلَوى . ٠ آن گاه ، هفتاد تن از جنگجويان آنان را كُشت . سپس به سوى پدرش باز گشت و در حالى كه زخم هايى به او رسيده بود ، گفت : اى پدر ! تشنه ام . حسين عليه السلام فرمود : «جدّت ، [به زودى] تو را سيراب خواهد گردانْد» . آن گاه ، او دوباره بر آنان ، حمله بُرد و مى خواند : ٠ حقيقت جنگ ، نمايان شده است و پس از آن ، راستى و پايدارى ، آشكار مى شود . ٠ ٠ به خداى صاحب عرش ، سوگند ، نه شما را رها مى كنيم و نه شمشيرهايمان را غلاف مى كنيم . ٠ مُرّة بن مُنقِذ عبدى ، از پشت به او نيزه زد [و ديگر سپاهيان دشمن ، گِردش را گرفتند ]و او را با شمشيرهايشان زدند . حسين عليه السلام فرمود : «دنيا ، پس از تو ، ويران باد !» . آن گاه ، او را به سينه اش چسباند و به درگاه خيمه اش بُرد . مادرش شهربانو ، مات و مبهوت ، به او مى نگريست و هيچ نمى گفت ؛ و حسين عليه السلام ، تنها مانْد . [١]
[١] در گزارش هاى ديگر ، نام مادر على اكبر عليه السلام ، ليلا ذكر شده است . نيز على اكبر عليه السلام ، نخستين شهيد از خانواده امام عليه السلام بوده است . اين ، بدان معناست كه عبّاس عليه السلام و برادرانش ، پس از شهادت على اكبر عليه السلام ، هنوز زنده و در كنار امام حسين عليه السلام بوده اند .