دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٥
٢١٣٤.المناقب، ابن شهرآشوب ـ به نقل از ابو مخنف ـ: هنگامى كه سر را نزد يزيد آوردند ، بوى خوشى داشت كه از همه بوى هاى خوش ، برتر بود ، و هنگامى كه شتر حامل سر امام حسين عليه السلام را نحر كردند ، گوشتش از گياه تلخِ صبر ، تلخ تر بود .
٢١٣٥.الأمالى ، طوسى ـ به نقل از ابو عبد اللّه ناصح ، از قريبه (كه از: مردى پيش ما بود كه به رويارويى با امام حسين عليه السلام رفت و با شتر و زعفران باز گشت . هنگامى كه زعفران را ساييدند ، آتش گرفت . زنان از زعفران ، بر مى گرفتند و چون به دست خود مى ماليدند ، پيسى مى گرفتند . آن شتر را هم نحر كردند ؛ امّا هر گاه با چاقو آن را مى بريدند ، جاى چاقو آتش مى گرفت . آن را پوست كندند ، جايش آتش گرفت . آن را قطعه قطعه كردند ، از آن ، آتش بيرون زد . خواستند آن را بپزند ؛ امّا هر گاه آتش مى افروختند ، ديگ هم زبانه مى كشيد . چون آن را در كاسه [براى خوردن ]گذاشتند ، آتش گرفت . من آن روز ، كودك بودم و استخوانى از آن برداشتم و در گِل نهادم و پس از مدّتى آن را در آوردم . هنگامى كه با چاقو آن را شكافتيم ، جايش آتش گرفت و فهميديم كه آن ، همان استخوان است . پس آن را دفن كرديم .