دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٥
٢١٤١.الأمالى، طوسى ـ به نقل از امّ سلمه ـ: آن شب كه رسيد ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در خوابم ، غبارآلود و پريشان ديدم . اين را به ايشان گفتم و علّتش را جويا شدم . به من فرمود : «آيا نمى دانى كه من از به خاك سپارى حسين و يارانش مى آيم؟» .
رك : ص ٣٣١ (فصل دوم / روياى امّ سلمه) .
٣ / ٢
به خاك سپارندگان امام عليه السلام و يارانش
٢١٤٢.رجال الكشّى ـ به نقل از اسماعيل بن سهل ، از يكى از شيعيان ـ: نزد امام رضا عليه السلام بودم كه على بن ابى حمزه ، ابن سرّاج و ابن مُكارى بر ايشان وارد شدند ... . على بن ابى حمزه به امام عليه السلام گفت : براى ما از پدرانت روايت شده كه امور [دفنِ ]امام را تنها امامى همانند او به عهده مى گيرد . امام رضا عليه السلام به او فرمود : «مرا از حسين بن على عليه السلام خبر بده كه آيا امام بود ، يا نبود؟» . گفت : امام بود . فرمود : «چه كسى كارهاى او را به عهده داشت ؟» . گفت : على بن الحسين عليه السلام . فرمود : «على بن الحسين عليه السلام كجا بود؟» . گفت : در كوفه در دست عبيد اللّه بن زياد ، در بند بود . و افزود : على بن الحسين عليه السلام [از ميان اسيرانْ] بيرون رفت ، بدون آن كه بفهمند . كارهاى [به خاك سپارى ]پدرش را انجام داد و سپس باز گشت . امام رضا عليه السلام به او فرمود : «آن كس كه به على بن الحسين عليه السلام امكان آمدن به كربلا و به عهده گرفتن كارهاى پدرش را داد ، همو به صاحب اين امر (امامت) امكان مى دهد كه به بغداد بيايد و كار پدرش را به عهده گيرد و باز گردد ، در حالى كه در بند و در اسارت هم نيست» .