دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٥
٢٠٤٨.تاريخ دمشق ـ به نقل از على بن زيد بن جَدعان ـ: ابن عبّاس از خواب برخاست و استرجاع كرد و گفت : به خدا سوگند ، حسين كشته شد . همراهانش به او گفتند : چنين مباد ، اى ابن عبّاس ! چنين مباد! او گفت : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را [در خواب] ديدم كه شيشه اى خون با خود داشت و فرمود : «مگر نمى دانى كه امّتم پس از من ، چه كرده اند؟! پسرم حسين را كشتند و اين ، خون او و خون يارانش است . [ شكايتِ ] آن را به نزد خداى عزوجل مى برم» . آن روز و ساعتى را كه ابن عبّاس گفته بود ، يادداشت كردند و تنها بيست و چهار روز بعد ، در مدينه به آنان خبر رسيد كه حسين عليه السلام در همان روز و همان ساعت ، كشته شده است .
٢٠٤٩.الأمالى ، طوسى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: همان شب [كه امام حسين عليه السلام صبحِ آن به شهادت رسيده بود] ، در خواب ، پيامبر صلى الله عليه و آله را غبارآلوده و پريشان ديدم . هنگامى كه علّت اين وضعيت را از ايشان پرسيدم ، به من فرمود : «مگر نمى دانى كه من از دفن حسين و يارانش ، فارغ شده ام؟!» .