دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧
١٩٧٨.مثير الأحزان : سپس شخص ديگرى آمد و گفت : حسين ، كجاست ؟ فرمود : «من ، اين جا هستم» . گفت : تو را به آتش [ دوزخ ] ، بشارت مى دهم ! امام عليه السلام فرمود : «خود را به پروردگارى مهربان و شفاعتگرى پذيرنده ، بشارت مى دهم ! تو كيستى ؟» . گفت : من ، شمر بن ذى الجوشن هستم . حسين عليه السلام فرمود : «اللّه اكبر ! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : گويى سگى سياه و سفيد را مى بينم كه زبان ، در خون خانواده ام مى كند و مى آشامد » . همچنين حسين عليه السلام فرمود : « [ در عالم رؤيا ] ديدم كه سگانى ، مرا گاز مى گيرند و در ميان آنها ، سگى سياه و سفيد ، از همه بيشتر به من حمله مى كند و آن ، تو بودى» . و شمر ، پيسى داشت . نيز از تِرمِذى نقل شده كه به [امام] صادق عليه السلام گفته شد : [ تحقّق ] رؤيا ، تا كِى به تأخير مى افتد ؟ صادق عليه السلام ، از خواب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ياد كرد كه پس از شصت سال ، اتّفاق افتاد .
١٩٧٩.تاريخ خليفة بن خيّاط : عهده دار كُشتن حسين عليه السلام ، شمر بن ذى الجوشن و فرمانده لشكر ، عمر بن سعد بن مالك بود .
١٩٨٠.مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : شمر ، از آن كس [ كه از كُشتن حسين عليه السلام ، خوددارى كرده بود ] ، خشمگين شد . خودش بر سينه حسين عليه السلام نشست و محاسن او را گرفت و تصميم به كُشتن او گرفت ... و با شمشيرش ، دوازده ضربه به او زد و سپس ، سرش را [ از تن ] جدا كرد .
١٩٨١.الثقات ، ابن حبّان : كسى كه در آن روز (عاشورا) ، كُشتن حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام را به عهده گرفت ، شمر بن ذى الجوشن بود .