دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٥
١٩٦٢.مثير الأحزان : هنگامى كه حسين عليه السلام به سبب [شدّت] زخم ها ، زمينگير شد و قدرت حركت نداشت ، شمر ، فرمان داد تا او را تيرباران كنند . عمر بن سعد هم به آنان ندا داد : منتظر چه هستيد ؟ آن گاه ، به سِنان بن اَنَس فرمان داد تا سرِ حسين عليه السلام را جدا كند . او فرود آمد و به سوى حسين عليه السلام رفت و در حالى كه مى گفت : به سوى تو مى آيم و مى دانم كه تو ، سَرور قوم هستى و بهترين پدر و مادر را دارى . آن گاه ، سرش را جدا كرد و آن را براى عمر بن سعد فرستاد . او هم آن را گرفت و از گردن اسبش آويخت .
١٩٦٣.تذكرة الخواص ـ به نقل از هشام بن محمّد ـ: شمر ، فرياد زد : منتظرِ چه هستيد ؟ به او حمله كنيد ! حسين عليه السلام ، خود را [بر روى اسب ،] محكم گرفت و لباس تنگى به تن كرد . آنان ، شتاب كردند و حُصَين بن تميم ، با شمشير بر سرش زد و او [ بر زمين ] افتاد و زُرْعة بن شريك تميمى نيز به شانه چپ او زد و آن را جدا كرد . حسين عليه السلام گريان شد كه سِنان بن اَنَس نَخَعى ، به او حمله بُرد و نيزه اى به تَرقُوه وى زد . سپس ، پياده شد و سر حسين عليه السلام را بُريد و از تن ، جدا كرد .
١٩٦٤.المناقب ، ابن شهرآشوب : شمر [ رو به لشكر ] گفت : براى چه ايستاده ايد ؟ از او ، چه انتظار داريد ؟ زخم ها ، او را افكنده اند . مادرتان به عزايتان بنشيند ! به او حمله كنيد . سپاهيان ، از هر سو به او حمله بُردند . ابو حَنوق جُعْفى ، تيرى به پيشانى امام عليه السلام زد و حُصَين بن نُمَير [ با تيرى ] به دهان او و ابو ايّوب غَنَوى ، با تيرى سمّى ، به گلويش زد . حسين عليه السلام گفت : «به نام خدا ؛ و هيچ تغيير و نيرويى ، جز به خواستِ خدا ، نيست ؛ و اين ، كشته اى براى خشنودى خداست !» . زُرْعة بن شريك تميمى ، [ ضربه اى ] به شانه چپش و عمرو بن خليفه جُعْفى ، به رگِ گردنش زد . صالح بن وَهْب مُزَنى نيز به پهلويش ضربه اى زد و سِنان بن اَنَس نَخعى هم تيرى (/ نيزه اى) به سينه اش زد و حسين عليه السلام بر زمين افتاد . سپس چند بار خونش را با كفِ دست هايش گرفت و بر سرش ريخت . عمر به او نزديك شد و گفت : سرش را جدا كنيد ! نصر بن خُرَشه ، به سوى حسين عليه السلام رفت و با شمشيرش بر او مى زد كه عمر ، خشمگين شد و به خولى بن يزيد اَصبَحى گفت : پياده شو و سرش را جدا كن . او نيز پياده شد و سر امام عليه السلام را [ از تن ] جدا كرد .