جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٩٣
فراموش شده بود. آنان ولايت مطلقه را تنها مخصوص امام زمان (عج) مىدانستند، لذا با ولايت فقيه و طرفداران آن به شدت مخالف بودند.
شاخهاى از اين گروه ولايت على بن ابيطالب (ع) را برجسته ساخته و با رفتارهاى افراطى و تحريكآميز در دفاع از حضرت على (ع) و حوادث صدر اسلام، وحدت جهان اسلام را دچار خدشه مىكردند.
ويژگىِ دستهاى ديگر، واپسگرايى و تحجر «١» بود. آنان مخالف فلسفه بودند و از پذيرش حرف نو گريزان و در پاسخگويى به مقتضيات زمان دچار مشكل بودند. نمىتوانستند تلفيق ارزشهاى دينى با سياست اجتماعى را در انديشه امام خمينى درك كنند، «٢» نيز با حضور زنان در عرصه سياست و اجتماع مخالفند.
جريان روحانيت غير سياسى بيشتر به مقابله فكرى با بهائيت و كمونيستها راغب بود، از نظر آنان مبارزه با رژيم پهلوى به جايى نمىرسيد و حتى نگران سقوط شاه شيعه و افتادن مملكت به دست كمونيستها بودند.
اين جريانِ گريزان از مبارزه و سياست بر دو اصلِ «تقيه» و «و لا تلقوا بايديكم الى التهلكه» تمسك جسته، گوشهگيرى خود را توجيه مىكردند.
امام خمينى ولايتىهاى ديروز را كسانى معرفى مىكند كه در سكوت و تحجر خود آبروى اسلام و مسلمين را ريخته و در عمل پشت پيامبر و اهل بيت (ع) را شكستهاند و عنوان ولايت برايشان جز تكسب و تعيش نبوده است. «٣»