جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٤٤
اصلاح طلبان افراطى در تلاش بودند تا با اقدامات خود مردم را به خيابانها كشانده زمينه را براى كسب نهايى قدرت و تغيير ساختار و قانون اساسى فراهم آورند. امّا آنان تحليل و شناخت درستى از مردم نداشتند و با چنين اقداماتى نيز مردم به تدريج از آنان رويگردان شدند.
اصلاح طلبان در دوره حاكميت خود راهبردهاى خود را در قالب شعارهاى ١. جامعه مدنى ٢. توسعه سياسى ٣. اصلاحات مطرح كردند. آنان نتوانستند تعريف روشنى از اين شعارها در اختيار مردم قرار دهند، خود نيز برداشت واحدى نداشتند.
اين شعارها و آن عملكرد، اصلاح طلبان را علاوه بر اينكه به تدريج به چالش با نظام جمهورى اسلامى كشاند، حاكى از نفوذ تفكرات ليبرالى و التقاط اسلام با ليبراليسم در انديشه آنان بود. همچنين جبههگيرى و خروج افراطىهاى آنان را از انديشه امام خمينى و رهبر معظم انقلاب اسلامى حضرت آيت الله خامنهاى نشان مىداد.
دور شدن از آرمانهاى انقلاب اسلامى، نظام جمهورى اسلامى ايران، امام و رهبرى، اختلافات فكرى و عملى بين طيفهاى آن (طيف طرفدار خاتمى، كروبى و هاشمى رفسنجانى)، از دست دادن پايگاه اجتماعى و ضعف پايگاه در بين نيروهاى ارزشى و اصول گرا، تلاش براى ساختار شكنى نظام جمهورى اسلامى و گرايش به غرب از مهمترين اشكالات و ضعفهاى اصلاح طلبان يا دوم خردادىها محسوب مىشود.
حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى مهمترين نقش را در جبهه دوم خرداد، حزب جبهه مشاركت ايران اسلامى بر عهده داشت. اين حزب، كه فراهم آمده از اعضاى فعال ستادهاى انتخاباتى