جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٤٠
اصلاح طلب كلاسيك «١»، اصولگراى اصلاح طلب يا نوگرا و اصلاحطلب نوگرا و مانند آن.
هر يك از اين گونهها ممكن است بخشى از واقعيت را نشان دهند امّا در تحولات تاريخى ثبات چندانى ندارند، ضمن اينكه مرزهاى بسيارى از اين مفاهيم به درستى تعريف نشده است. ديگر اينكه تقابل بسيارى از اين مفاهيم نادرست است. آيا انسان آرمانگرا نمىتواند عملگرا نيز باشد و ايمان و عمل صالح را با هم پيوند زند يا انسان معتقد به ارزشهاى سنتى صحيح نمىتواند نوگرايى داشته باشد و متناسب با جهان امروز در چارچوب شرع تحولپذير باشد؟ آيا حتماً بايد يا نخبهگرا بود و يا مردمگرا يا اينكه مىتوان به هر دو در جاى خود اعتقاد داشت؟ آيا تكنوكراسى لزوماً در تضاد با ارزشها بايد معنى شود و بالاخره اينكه معيار فرامدرن) Post Modern (بودن يك جريان با توجه به نحلههاى گوناگون مدعى آن و اختلاف نظر در اين باره چيست؟
نگارنده با توجه به مباحث فوق با بهرهگيرى از معيار تقسيمبندى قرآن كريم يعنى تقسيم جريانها براساس «اعتقاد» و به دليل ثبات اين تقسيمبندى در دوره معاصر ايران، جريانها را متناسب با دين، مكتب يا ايدئولوژى آنان و عناوين امروزىشان به شش جريان تقسيم كرده است كه توضيح بيشتر درباره آنها در ادامه خواهد آمد.