جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٩٠
مصدق رهبر جبهه ملى بدين معنا كه برخى كسان عضو هيچ حزبى نبودند و تنها با دكتر مصدق رابطه فردى و شخصى داشتند. دوم رابطه حزبى كه منظور، احزاب تشكيل دهنده جبهه است. اين احزاب عبارت بودند از:
١. حزب ايران، با مشى ناسيوناليستى و گرايش به سوسياليزم به رهبرى اللهيار صالح؛ ٢. حزب مردم ايران، با مشى ناسيوناليسم و گرايش به اسلام و سوسياليزم؛ ٣. حزب ملت ايران يا پان ايرانيسم كه معتقد به ناسيوناليزم افراطى بود؛ ٤. حزب زحمتكشان يا نيروى سوم با مشى ناسيوناليستى و سوسياليستى؛ ٥. جامعه سوسياليستها با مشى ناسيوناليزم و سوسياليزم؛ ٦. حزب سوسياليست، با مشى مشابه جامعه سوسياليستها.
جبهه ملّىِ نخست، از ساختار جبههاى بهره مىبرد و از احزابى تشكيل شده بود كه گرايشهاى ايدئولوژيك همساز و هماهنگى نداشتند. اعضا و رهبران اين احزاب نيز با يكديگر ناسازگار بودند. از اين رو نتوانست با استبداد محمدرضا شاهى به گونه جدّى مبارزه كند و پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ش. از هم پاشيد.
جبهه ملّى را در اين دوره «جبهه ملّى اوّل» مىخوانند.
جبهه ملى دوم در سال ١٣٣٩ ش. با اعلام فضاى باز سياسى تشكيل شد.
رهبران جبهه اميدوار بودند تحت فشار آمريكا به شاه، دولت را در دست بگيرند.
اين جبهه تا سال ١٣٤٣ ش. كم و بيش فعاليت داشت.
جبهه ملى سوم در سال ١٣٤٤ ش. تشكيل شد، اما به دليل شدت خفقان نتوانست فعاليت چندانى داشته باشد.
سرانجام در سال ١٣٥٦ ش. با اوجگيرى انقلاب و اعلام فضاى باز سياسى از سوى شاه و در چارچوب سياست حقوق بشر كارتر رئيس جمهور آمريكا، جبهه ملى جريان شناسى سياسى معاصر ايران ٢٠٢ ٢ - ٥. تاريخچه ص : ٢٠٠