جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٣٦
ريشههاى اوليه رفرماسيون در قرون وسطا و در نقد نگرش كليساى كاتوليكى ظاهر شد و در نهايت در قالب پروتستانتيزم توانست گونهاى ديگر از كليساى مسيحى در غرب تأسيس كند. آنان بر اين باور بودند كه كليساى كاتوليك با بهرهگيرى از اعتقادات نادرست مردم به سودجويى همت گماشته است و لذا هدف اوليه خود را «اصلاحمذهبى» و نيل به «روحواقعى حاكم بردين مسيحيت» معرفى كردند. «١» رفرماسيون بر بستر اومانيسم (اصالت انسان) روئيد، اين حركت ابتدا به عنوان يك مكتب فكرى و سپس به يك جنبش) Movement (تبديل شد. «٢» در گفتمان ماركسيستى، امروزه پس از فروپاشى شوروى پيروان ماركسيسم در جوامع غربى عمدتاً از راهبرد اصلاحطلبى يا رفرميستى پيروى مىكنند و برنامه آنها شامل دو مرحله است.
اول: كسب موقعيت اكثريت از طريق پيروزى در انتخابات دوم: بهرهمندى از مزاياى قانونى اكثريت و مبارزه با مظاهر ظالمانه سرمايهدارى. «٣» با توجه به مفهوم رفرم در گفتمان غربى اعم از ماركسيستى و ليبرال، اين سؤال مطرح مىشود كهاصلاحطلبى درجامعه اسلامى امروز ماداراى چه معنايى است؟! آيا به مفهوم انجام تغييرات براى جلوگيرى از وقوع انقلابى ديگر در ايران است يا منظور اصلاح و انقلاب مذهبى است؟ آيا مفهوم نفى انقلاب و انقلابيگرى و روى آوردن به روشهاى مسالمتآميز مبارزه را در خود دارد يا مرادشان چيز ديگرى است؟