جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٦٤
٢- ٣. تاريخچه خاستگاه جريان ماركسيستى اروپاى غربى به ويژه آلمان و انگليس است.
ماركسيسم در واكنش به ستمگرىهاى نظام سرمايه دارى و ليبراليزم كلاسيك حاكم بر قرن ١٩ اروپا پديد آمد. شكاف طبقاتى و فقر وحشتناك مردم، كه پيامد ليبراليسم كلاسيك بود، برخى را به اين نتيجه رساند كه راه نجات مردم، نابودى نظام سرمايه دارى است. اين كسان، كه به راه حلهاى جمع گرايانه و توجه به كارگران و تهيدستان معتقد بودند، «سوسياليست» نام گرفتند. از مهمترين انديشمندان سوسياليست، كارل ماركس آلمانى است. او فرزند يك وكيل دعاوى يهودى الاصل و شاگرد هِگل بود. مجموعه افكار ماركس را همفكر او انگلس، ماركسيسم ناميد. اين انديشهها سپس به وسيله شاگردان آنها گسترش يافته، دچار انشعابهاى فراوان به قرار زير گرديد: «١» ١- ٢- ٣. ماركسيسم- لنينيسم اين شاخه را لنين رهبر انقلاب شوروى پديد آورد كه بر خلاف ماركس براى ايجاد انقلاب سوسياليستى منتظر تاريخ نماند، بلكه به توطئه گرى و تصرف قدرت سياسى از طريق ايجاد حزب پيشتاز مركب از روشنفكران انقلابى اعتقاد داشت.
٢- ٢- ٣. ماركسيسم- مائوئيسم به افكار مائو تسه تونگ رهبر حزب كمونيست چين اطلاق مىشود. مائو با توجه به جامعه چين به جاى تكيه بر طبقه پرولتاريا يا كارگر صنعتى- كه مورد توجه ماركس بود- به طبقه دهقان توجه داشت. ماركس دهقانان را ارتجاعى