جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٥٣
به مشروطه تداوم يافت. سلطنت طلبان مستبد خواهان نابودى نهضت مشروطه و بازگشت به استبداد سابق بودند و در برههاى از زمان نيز استبداد صغير را بر پا كردند و مجلس شوراى ملى را به توپ بستند.
پس از كودتاى رضاخان (١٢٩٩ ش.) و تاجگذارى او به سال ١٣٠٤ ش.
هواداران نظام سلطنتى در كنار روشنفكران لائيك، زمينه را براى استبداد كبير رضا شاهى با يارى انگليسىها فراهم ساختند. آنان با حمايت از ديكتاتورى رضا شاه و استبداد خشن او به سركوبى جريان اسلامى و ديگر مخالفان پرداختند و با تقليد از ظواهر تمدن غربى، سكولاريزم را بر كشور حاكم كردند. سلطنت طلبان در اين دوره كوشيدند تا از حاكميت اسلام در كشور و نقش آن در ابعاد سياسى، فرهنگى و اجتماعى جلوگيرى نمايند. تلاش براى جايگزينى حقوق غربى به جاى فقه اسلامى، برگزارى كنگرههاى بين المللى باستانشناسى، كوشش بىفرجام براى زدودن لغات عربى از زبان فارسى، تغيير محتواى برنامههاى درسى مدارس، تأسيس مدارس مختلط دخترانه و پسرانه، كشف حجاب و منع مراسم عزادارى براى ائمه (ع)، تلاش براى سركوبى روحانيت و حوزههاى علميه «١» و نظاير آن همه و همه از فعاليتهاى جريان سلطنت طلب براى مبارزه با اسلام و جريان اسلامى بود.
اين جريان در عصر رضا شاه، مقابله و عناد خود با جريان اسلامى را بيش از پيش افزايش داد و به روحانى زدايى و نابودى كيان جريان اسلامى پرداخت؛ اما نتوانست جريان اسلامى را از صحنه سياست ايران خارج كند.
سلطنت طلبان ادامه سياست برخورد با اسلام را در عصر محمدرضا پهلوى اين بار به كمك آمريكائيان با شدت و ضعف در مقاطع مختلف پى گرفتند.