جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٣٠
راست ميانه، راست راست، راست نما، چپ نما، چپ آمريكايى، چپ روسى، چپ چينى، چپ ايرانى، چپ سنتى، چپ مدرن، چپ فرامدرن، چپ اصلاحطلب، چپ اصولگرا و مانند آن در ادبيات سياسى امروز به كار برده مىشود، به گونهاى كه مثلًا جريانى كه در ايران راست خوانده مىشود در مقايسه با جامعه آمريكا چپ راديكال محسوب مىشود و همين طور درباره جوامع مختلف اين نكته صادق است.
بنابراين مرزهاى چپ و راست نسبت به جوامع مختلف متفاوت است و اگر اين مفهوم در جوامع غربى صادق باشد، استعمال آن در جوامع اسلامى بويژه ايران واقعنما نيست.
چنانچه جريانى كه زمانى در ايران راست ناميده مىشد يعنى، جامعه روحانيت مبارز و تشكلهاى همسو و يا آنچه چپ نام گرفت يعنى مجمع روحانيون مبارز و گروههاى همراه آن را با معيارهاى چهارگانه بسنجيم، روشن مىگردد كه اين مفاهيم بر آنها صادق نيست. نمىتوان گفت جريان راست مذكور طرفدار طبقات پايين اجتماع نبوده و يا چپ ياد شده دشمن سرمايهداران است. يا اينكه اولى به دولت حداقل معتقد است و دومى به دولت حداكثر و يا اولى طرفدار اجراى عميق ارزشهاى اسلامى نيست، چون محافظهكار است و دومى بر انقلاب در اجتماع ايران تأكيد دارد. نمىتوان گفت جناح راست مذكور توسعه را بر عدالت مقدم مىدارد و جناح چپ برعكس آن معتقد است. بر اين اساس بايد جريانهاى فكرى- سياسى در ايران را با معيارهاى ديگرى تقسيمبندى كنيم.
از ديگر مفاهيم رايج امروز جامعه ما «اصول گرايى» و «اصلاحطلبى» است. دو جناح منتسب به جريان اسلامى كه ديروز به غلط «راست» و «چپ» نام گرفته بودند، امروز به اصولگرايان و اصلاح طلبان مشهور شدهاند.