جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٥٨
احساسى نسبت به بهرهگيرى از تمدن غربى وا داشته است. بر مبناى اين فكر آنان به تغيير نوع پوشاك مردان و زنان، رواج الگوهاى غربى، ايجاد كلوپها و باشگاههاى فساد، برگزارى ميهمانىهاى مختلط زن و مرد، همراه با رقص و موسيقى و بر پايى كارناوالهاى شادى، حتى در ايام عزادارى امام حسين (ع) روى آوردند. «١» احساس حقارت نسبت به تمدن غربى تا به آن حد در اين جريان ريشه دارد كه بدون شناخت صحيح، معيار پيشرفت را در كشف حجاب، كلاه لگنى (شاپو) و حتى توالت فرنگى و وان حمام مىديدند. «٢» به هر روى، اين جريان مىخواهد به تعبير رضا شاه، «صورتاً و سنتاً» غربى بشود. «٣» ٤- ٢. احزاب و گروههاى وابسته جريان سلطنت طلب البته به دليل اعتقاد به استبداد حاكمان و ايجاد رابطه خدايگانى- بندگى بين شاه و رعيت- اعتقادى به وجود احزاب ندارد، اما در دوره معاصر به ويژه در عصر محمدرضا پهلوى براى تظاهر به مردمى بودن و نيز براى حل بحرانهاى مشاركت؛ بحران مشروعيت و ايجاد ثبات سياسى دست به كار شد و نهادها، احزاب و گروههاى وابستهاى را ايجاد كرد.
اين احزاب را- كه با عنوان «احزاب دولتى» شناخته مىشوند- شخص شاه، يا دربار، نخست وزيران وقت يا سابق و ديگر عاملان لشكرى و كشورى به صورت