جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٢٠٣
هماكنون نيز در قالب نهضت آزادى و نيروهاى ملى- مذهبى به عنوان اپوزيسيون نظام جمهورى اسلامى عليه نظام اسلامى فعاليت مىكنند.
در گذشته، التقاطيون بيشتر در پى آن بودند كه ماركسيسم يا ملى گرايى را با اسلام بياميزند، اما امروزه صاحبان جريان التقاطى عمدتاً مىكوشند از عنصر ليبراليزم براى التقاط با اسلام بهره برند و از اصلاح دين، قرائتهاى مختلف، سكولاريزم و پلوراليزم دينى سخن مىگويند. به هر روى، آنچه امروز هوشيارى جوانان و نيروهاى مذهبى را مىطلبد، مسئله التقاط اسلام با ليبراليزم است.
٣- ٥. مبانى فكرى مبانى فكرى جريان التقاطى بسته به شاخههاى گوناگونش مختلف است. نخستين جريان التقاطى كه پس از شهريور ١٣٢٠ ش. و شكست دو جريان كمونيستى و ملى گرايى نمودار شد، آميزهاى از دو مكتب بود كه در حزب نيروى سوم خليل ملكى تجلى پيدا كرد: ١. سوسياليزم؛ ٢. ناسيوناليزم. آنان از «سوسياليزم ايرانى» يعنى تفكرات سوسياليستى متناسب با اوضاع ايران و «نيروى سوم» به معناى نيروهاى ضد استعمارى در مقابل دو بلوك شرق و غرب سخن مىگفتند. «١» مبانى فكرى شاخه دوم اين جريان، كه در نهضت آزادى و نيروهاى ملى- مذهبى تجلى دارد، بر تركيب سه مكتب اسلام، ناسيوناليزم و ليبراليزم استوار است.
نهضت آزادى پس از آنكه در سال ١٣٤٠ ش. تشكيل شد، رسماً اعلام كرد:
«ما مسلمانيم و ايرانى و مصدقى». «٢» اين تعبير، كه در اسناد نهضت آزادى مضبوط است، نشان دهنده تأثير پذيرى آنان از دو مبناى فكرى اسلام و