جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٣١
همان گونه كه بيان شد، خلا مفهوم سازى در ادبيات سياسى جامعه ما موجب شده است تا عدهاى اصطلاحاتى از تبار ادبيات سياسى سكولار را وارد جامعه كنند، بدون اينكه مصاديق آنها به درستى بر عين خارجىاش منطبق باشند. منظور اين نيست كه مفاهيم ياد شده در ادبيات سياسى اسلام وجود ندارد، منظور آن است كه آنها تبار دينى نداشتهاند و از ادبيات سياسى غرب وارد جامعه ما شدهاند. يعنى چپ و راستِ مطرح، ريشه در قرآن و سنت نداشتهاند.
حال پرسش اين است كه آيا اصول گرايى و اصلاحطلبى مطرح در جامعه امروز ريشه در گفتمان اسلامى دارند يا از گفتمان سكولار غرب نشأت گرفتهاند.
به نظر مىرسد اين دو مفهوم نيز چون چپ و راست به صورت زيركانهاى از گفتمان سكولار غربى به جامعه ما سرايت كرده است و بر جريان شناسى سياسى معاصر ايران ٤٣ ٢ - ١. تاريخچه ص : ٤٢ اين اساس است كه مىبينيم رهبر هشيار انقلاب اسلامى هشدار مىدهند كه:
اصولگرايى در مقابل نحلههاى سياسى رايج كشور نيست. اين غلط است كه ما كشور يا فعالان سياسى را به اصولگرا و اصلاحطلب تقسيم كنيم. «١» وجود اين مفاهيم- البته با معانى متفاوت از گفتمان غربى- در گفتمان اسلامى موجب شده است تا تضاد آنها با گفتمان اسلامى بر بسيارى مخفى بماند.
بىگمان رواج اين مفاهيم با لايه زيرين غربى و لايه رويى اسلامى آثار منفى خود را بر جاى خواهد گذاشت، لذا برماست كه با بهرهگيرى از منابع غنى اسلامى اين اصطلاحات را با معانى درست خود معرفى كنيم و روشن است معناى درست اين مفاهيم را بايد در قرآن و عترت رسول اعظم (ص) جست.
الف: اصولگرايى: اصولگرايى در فرهنگ و گفتمان سياسى غرب به معناى بنيادگرايى است. در تعريف اين عنوان آمده است: بنيادگرايى به جنبش