جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٨٣
اساسى ملىگرايان اين است: «زنده باد وطنم!» از اين رو، ممكن است ناسيوناليزم رنگ مكاتب ديگر را به خود بگيرد و گرايشهاى مختلف فكرى در بين هواداران آنها پديد آيد. در ايران نيز با نگاهى به احزاب و گروههاى مربوطه صبغه اسلامى، ماركسيستى يا ليبرال آنها آشكار مىگردد. اينك مىكوشيم با توجه به آنچه گذشت، مبانى فكرى جريان ملى گرا را به اختصار بيان كنيم.
١- ٣- ٤. تفاخر ملى يا وطن پرستى ملى گرايان با افتخار به مظاهر ملى، قهرمانان، شخصيتهاى علمى و فرهنگى كشور، آثار باستانى و مانند آن، ملت خود را تافته جدا بافته مىدانند و به برترى ملت خود بر ديگر ملل اعتقاد دارند، آنان خود را وطن پرست مىشمارند و خاك، زبان، تاريخ و ديگر متعلّقات و ويژگىهاى ملى را مقدس مىخوانند و بر غرور و تعصب ملى پاىمىفشارند. وطن محورى آنان باعث مىگردد تا هر آنچه به كشور و ملت ارتباط دارد؛ حق به شمار آيد و هر آنچه مربوط به بيگانه است، باطل محسوب شود.
٢- ٣- ٤. باستان ستايى ملى گرايان در همه كشورها، به سختى ميراث باستانى وطن خويش را مىستايند. در ملى گرايى ايرانى، باستان ستايى به ستايش آداب و رسوم ملى و فرهنگ پيش از اسلام تعلق دارد. اين ستايشگرى تنها همين دوره را در بر مىگيرد و به دوران اسلامى نمىرسد و حتى به مظاهر تمدن اسلامى و آداب و رسوم و هنجارهاى مبتنى بر آن با نگاه منفى مىنگرد. سلسلههاى قبل از اسلام، اشكانيان، هخامنشيان، ساسانيان و آثار باقيمانده از آن دوران، آتشكدهها، تخت جمشيد، پاسارگاد و مانند آن، فراوان ستايش مىشوند.