جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٦٨
٦- ٣- ٣. تضاد طبقاتى:
ماركسيستها معتقدند كه در هر جامعهاى دو طبقه وجود دارد؛ يكى طبقه كوچك كه صاحب ابزار توليد و مالكيت است و بر جامعه حكم مىراند و ديگرى طبقه اكثريت كه فاقد ابزار توليد و مالكيت است و براى طبقه حاكم كار مىكنند.
اين دو طبقه جريان شناسى سياسى معاصر ايران ١٨٠ ١ - ٤. تعريف ص : ١٧٩ همواره در طول تاريخ با يكديگر جنگيدهاند.
٧- ٣- ٣. ماترياليسم تاريخى:
مادى گرايى تاريخى به اين معناست كه تاريخ از يك حركت جبرى برخوردار است و همه جوامع، ناچارند مسير زير را سپرى كنند:
كومٌونيزم، سوسياليزم، سرمايهدارى، فئوداليته، بردهدارى، كمون اوليه پايانشروع ماركسيستها با اصالت دادن به ماده و مادىگرايى آسيبى جبرانناپذير بر پيروان خود وارد ساختهاند؛ زيرا آنها را از عامل بسيار مهمّ حيات بشرى يعنى معنويت محروم كرده و از كمال راستين باز داشتهاند. عقل و فطرت انسانها بر وجود خداوند گواهى مىدهد. انكار خالق هستى جز بر اثر جهالت، عناد و كوردلى نيست. چه كسى مىتواند اين همه آثار خلقت را ببيند و به خالق هستى ايمان نياورد؟ انكار معنويت پى آمدهاى زيانبار و وحشتناكى در پى دارد كه سرانجام جامعه كمونيستى شوروى را با فروپاشى رو به رو ساخت. جوامع غربى نيز هر چند به وجود خداوند معتقدند، امّا رويكرد مادّى و دورى آنها از خدا، بحرانهايى سخت و جانكاه بر ايشان به ارمغان آورده است؛ بحرانهايى همچون از هم گسستگى خانوادهها، جنايت، فساد، افسردگى روحى و