جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٤٣
جبهه دوم خرداد يك تشكيلات نامتجانس و داراى تشتت ايدئولوژيك بود.
در ميان گروههاى آن از نيروهاى ارزشى و اصول گرا تا نيروهاى ملى- مذهبى و ضد نظام جمهورى اسلامى يافت مىشد. بر همين اساس برخى اعضاى اين جبهه به ولايت فقيه اعتقادى نداشتند. «١» از جبهه دوم خرداد با عناوين جريان و جبهه اصلاحات و يا اصلاح طلبان نيز ياد مىشود. آنان خود عنوان اصلاح طلبان را مىپسندند و در جامعه فعلى نيز به همين نام مشهور است. اين جبهه موفق شد اكثريت كرسىهاى مجلس ششم شوراى اسلامى را بدست آورد و از آن با عنوان «مجلس اصلاحات» ياد مىكند. بدين سان آنها علاوه بر قوه مجريه، قوه مقننه را نيز در اختيار گرفتند.
آنان در دوره حاكميت خود در كنار اداره كشور برخى اقدامات سياسى و حقوقى انجام دادند كه در نهايت موجب از دست دادن استقبال عمومى مردم به آنان شد.
تلاش براى تغيير قانون مطبوعات، طرح حاكميت دوگانه انتصابى و انتخابى، تلاش براى محدود كردن اختيارات ولى فقيه، طرح انسداد سياسى در كشور و خروج از حاكميت و در نهايت تحصن در مجلس شوراى اسلامى در كنار مسئله قتلهاى زنجيرهاى و حادثه اغتشاشات و ناآرامىهاى كوى دانشگاه تهران در تيرماه ١٣٧٨ و مشاركت در كنفرانس ضد انقلابى برلين، بويژه اختلافات و عملكرد منفى اعضاى شوراى اوّل شهر تهران كه از دوم خردادىها بودند، بزرگترين ضربه را به جبهه دوم خرداد يا اصلاح طلبان زد. اين عملكرد آنان حاكى از تلاش براى تغيير ساختار نظام جمهورى اسلامى ايران بود كه خوشايند گروههاى ضد انقلاب اسلامى و قدرتهاى خارجى مخالف انقلاب اسلامى بود.