جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٦٧
١- ٣- ٣. ماترياليسم ديالكتيك:
ماترياليسم يا مادى گرايى اساس تفكر اين جريان به شمار مىرود. بنابر اين مبنا، خداوند، عالم غيب، ماوراء الطبيعه و امور معنوى نفى مىشود و اصالت از آنِ ماده است. «١» ٢- ٣- ٣. نفى خداوند، دين و مذهب:
از نظرگاه جريان ماركسيستى جهان آفرينش را خدايى نيست و دين و مذهب امرى موهوم و عامل تخدير جوامع است كه آنها را به پذيرش ظلم و سكوت در برابر ظالمان وا مىدارد.
٣- ٣- ٣. زندگى اشتراكى و نفى خانواده:
ماركسيستها اصيلترين بناى اجتماعى را نفى مىكنند و بر زندگى اشتراكى پاى مىفشارند.
٤- ٣- ٣. نفى مالكيت خصوصى:
جريان ماركسيستى مالكيت خصوصى را عامل استثمار جامعه مىداند و با آن به ستيزه بر مىخيزد و در مقابل، بر مالكيت دولتى و اشتراكى تأكيد دارد. «٢» ٥- ٣- ٣. زير بنا بودن اقتصاد:
از مبانى فكرى جريان ماركسيستى اين است كه، اقتصاد را زير بناى جامعه و حكومت مىشمارد و دين، سياست، حقوق، اخلاق و ... را رو بناى آن مىپندارد.
طبق نظر ماركسيستها، اقتصادِ جامعه است كه نوع فرهنگ، سياست، اخلاق و ... را تعيين مىكند.