جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٨٤
وَ لَم يُنادَ بِشَىءٍ كَما نُودِىَ بِالوِلايَةِ «١» [در اسلام] به هيچ چيزى مانند ولايت و رهبرى توجه نشده است.
بر اين پايه، دخالت در سياست در نظر روحانيت و مرجعيت شيعه از واجبات است. مرجعيت و روحانيت شيعه تداوم حركت پيامبر (ص)، امامان معصوم و نواب خاص امام مهدى (عج) است و تا كنون ادامه دارد. با آغاز دوره غيبت كبرى در سال ٣٢٦ ه. عالمان بزرگى همچون شيخ صدوق (م ٣٨١ ه.) شيخ مفيد (م ٤١٣ ه.) و سيد مرتضى (م ٤٣٦ ه.) شيخ طوسى (م ٤٦٠ ه.) نيازهاى جامعه اسلام به تعليم معارف اسلامى بر اساس مقتضيات زمان و مكان را بر آوردهاند. آنان در برابر هجوم دشمنان، از حقايق نورانى اسلام به خوبى دفاع كردهاند. اجتهاد در فقه، تبيين اصول عقايد، اخلاق، تاريخ، تفسير قرآن، تدريس علوم اسلامى، تبليغ دين، تربيت دينى جامعه، تهذيب اخلاق مردم و مبارزه با ظلم و ستم، استبداد از مهمترين كاركردهاى آنان بوده است.
روى كار آمدن حكومت صفوى در ايران (٩٠٧ ه./ ١٥٠١ م.) و رسمى شدن مذهب تشيع موقعيت ممتازى را براى روحانيت شيعه آفريد؛ اما با سقوط صفويه اين جايگاه تضعيف شد. روحانيان شيعه در عصر قاجار، سازمان خود را بازسازى كردند. در اين دوره نهاد مرجع عام، كه قدرت فراوانى به شيعيان مىداد، از سوى شيخ مرتضى انصارى دزفولى پديد آمد و اين نهاد در جريان نهضت تنباكو با رهبرى ميرزاى شيرازى استبداد داخلى ناصرالدين شاهى و استعمار انگليس را به زانو در آورد.
در عصر مظفرالدين شاه روحانيان با كمك مردم، استبداد را به مشروطه تبديل كردند؛ اما نفوذ افكار انحرافى غربى سرانجام خوبى براى مشروطيت رقم