جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٤٨
حاكميت، ولايت و اطاعت تنها از آن او و كسانى است كه او اجازه داده است.
از اين منظر هرگونه شائبه اومانيسم يا انسانمحورى را نفى مىكند و به جاى «اصالت انسان» بر اساس آيه كريمه «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنى ءادَمَ» «١» «به كرامت انسان» معتقد است.
٣- ٣- ١. نبوّت از نظر اين جريان، اصل نبوت، پس از انحصار حاكميت به خداوند بر اساس اصل توحيد، مجراى تحقق حاكميت تشريعى الهى را روشن مىكند. اين اصل، دو ركن بنيادى حاكميت خداوند يعنى حاكم الهى و قانون الهى را مشخص مىنمايد؛ آنجا كه مىفرمايد:
أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُوْلِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ (نساء: ٥٩)
خدا را اطاعت كنيد و رسول را اطاعت كنيد و صاحب امر از خود را اطاعت كنيد.
فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِىِّ الْكَبيرِ (غافر: ١٢)
پس حكم تنها براى خداى بلند مرتبه بزرگ است.
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنهُ فَانْتَهُوا (حشر: ٧)
هر چه پيامبر (ص) به شما داد بستانيد و از هر چه شما را منع كرد اجتناب كنيد.
پس عامل مهمى كه جريان اسلامى را از ديگر جريانها جدا مىكند، اختصاص تشريع يعنى قانون گزارى به خداوند است.