جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٢٢٠
جمود و سكون برخوردار است. مىتوان با توجه به ادبيات دينى، واژه روشنفكر را مترادف با كلمه «بصير» دانست. در اين مفهوم، روشنفكر راستين كسى است كه گوشى شنوا و چشمى بينا دارد و ذهن اوبا نور معرفت الهى روشن است و حق را از باطل به خوبى باز مىشناسد. با توجه به اين معنا، روشنفكرى در مقابل بى بصرى، كورى، جهالت، حيرت و ضلالت قرار دارد. «١» متأسفانه ادبيات سياسى امروز اين مفهوم از روشنفكرى را كه داراى معنايى مثبت است، فراموش كرده است. روشنفكر در ادبيات سياسى امروز، ترجمه واژه غربى Intellectual است كه همزمان با عصر مشروطه پا به ادبيات سياسى كشور گذاشت و به «منوَّر الفكر» ترجمه شد. واژه «روشنفكر» را فرهنگستان ادب در اوايل دهه ١٣٢٠ ش. بر جاى واژه «منور الفكر» نهاد. اين واژه به يك لحاظ، به كسانى اطلاق مىشد كه به وحى و دخالت خداوند در امور روزمرّه اعتقادى نداشتند و به لحاظى ديگر مراد از آن كسانى بودند كه با آموزش اروپايى يا نظام آموزشى نو آشنا بودند. ويژگى بسيارى از اين روشنفكران نكوهش عوام و گذشته كشور و توجه به آينده و نوگرايى بود. «٢» از آنچه گذشت، روشن مىشود كه ارائه تعريفى يگانه براى جريان روشنفكرى در ايران كارى دشوار و بلكه ناممكن است. مىتوان گفت در دوره معاصر، ايران شاهد دو نوع جريان روشنفكرى دينى و غير دينى بوده است كه هر يك از شاخههاى فرعى نيز برخوردار بودهاند. از اين رو، نخست شاخههاى روشنفكرى دينى و سپس فروع روشنفكرى غير دينى را به تعريف مىگذاريم: