جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٢٠٦
تعبّد نداشتند، بلكه به آن تمسك كرده بودند.» اين گروه همچنين در اصول اقتصادى، جهان بينى، ايدئولوژى و نوع نظام سياسى از ماركسيسم متأثر بود.
ضعفهاى بنيادى اين شاخه عبارت بود از:
- شناخت سطحى از اسلام؛ - فقدان ارتباط با روحانيت اصيل اسلامى؛ - تعجيل در رسيدن به اهداف سياسى و تمسك به هر وسيلهاى براى رسيدن به هدف و غلبه احساسات بر عقل به دليل جوان بودن اعضاء؛ - انفعال و خودباختگى در برابر ماركسيسم؛ - عدم اعتقاد به جامعيت اسلام؛ - تفسير به رأى قرآن و نهج البلاغه.
٤- ٥. احزاب و سازمانها چنان كه گذشت هر شاخه از جريان التقاطى تشكيلاتى ويژه دارد. حزب نيروى سوم به شاخه اول وابسته بود كه فعاليت خود را با مرگ خليل ملكى در سال ١٣٤٨ ش. به پايان برد. نهضت آزادى از شاخه دوم برخاست و سازمان مجاهدين خلق (منافقين) و گروه فرقان از شاخه سوم پديد آمدند. پيش از اين درباره همه اين شاخهها توضيحاتى به اختصار آمد. اينك مىكوشيم با تفصيلى بيشتر آنها را بررسيم.
١- ٤- ٥. نهضت آزادى ايران اين تشكل در سال ١٣٤٠ تأسيس شد. در شرايط خفقان پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢، كه جبهه ملى به رهبرى دكتر محمد مصدق از هم پاشيد، شمارى