جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٢٠٢
ليبراليسم، سوسياليسم و ناسيوناليسم به ايران، نخست برخى كسان به دليل فقدان شناخت عميق و توجه به شعارهاى ظاهرى و تحت تأثير احساسات، گما جريان شناسى سياسى معاصر ايران ٢١٣ ٢ - ٤ - ٥. سازمان مجاهدين خلق(منافقين)
ص : ٢١١ ن مىبردند انديشههاى وارداتى با دين اسلام سازگارى دارند. برخى كسان نيز از ناسازگارى آنها با دين اسلام آگاه بودند و به دليل بافت عميق مذهبى و عكس العمل حافظان دين، يعنى روحانيت، در قالب افكار التقاطى ايدههاى خود را مطرح مىكردند. سرانجام پس از يك دوره فعاليت و نشو و نماى جريانهاى فكرى مختلف از جمله ماركسيسم و ملىگرايى پس از شهريور ١٣٢٠ ش. و ناتوانى گروههاى چپ مانند حزب توده در مبارزه با سلطنت، برخى افراد كه به گمان خويش مىخواستند هم دين خود را حفظ كنند و هم از مكاتب جديد بهره برند و طرحى نو در اندازند، به التقاط روى آوردند.
هنگامى كه ماركسيسم در پاسخگويى به مشكلات جامعه ايران شكست خورد، فردى به نام خليل ملكى براى انطباق ماركسيسم با جامعه ايران به تركيب آن با ناسيوناليزم پرداخت و حزب نيروى سوم را تشكيل داد.
با شكست جبهه ملى در حل معضلات كشور در عصر شاهنشاهى، و ناتوانى مكتب ناسيوناليزم، نهضت آزادى با تركيبى از اسلام، ليبراليزم و ناسيوناليزم- البته با صبغه اسلامى- پا به عرصه وجود نهاد و هنگامى كه اين جريان التقاطى نيز كارساز نشد، جوانان نهضت آزادى با تركيب اسلام و ماركسيسم در صدد التقاط خطرناك ديگرى بر آمدند و سازمان مجاهدين خلق (منافقين) را بنيان نهادند.
با پيروزى انقلاب اسلامى، دو شاخه اخير جريان التقاطى كوشيدند تا قدرت را در دست بگيرند، امّا به دليل هوشيارى رهبر انقلاب اسلامى، امام خمينى (ره) و طرد افكار و اعمال آنان از سوى مردم، در رسيدن هدف ناكام ماندند. بخشى از آنان بهدليل ماهيت ضدمردمى و جنايات بيشمار براى رسيدن به قدرت، ناچار به فرار از كشور شدند و بخش ديگر كه با مشى مسالمتآميز هدف خود را پىمىگرفتند،