جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ٢٠١
دچار التقاط شدهاند. اين پديده از جمله در صدر اسلام سابقه دارد. برخى كسان حاضر نبودند اسلام را به عنوان يك دين جامع و كامل بپذيرند، بلكه طبق ميل و هوس خود با دين برخورد كردند. شايد بتوان آيات زير را گواهى بر وجود جريان التقاطى در صدر اسلام دانست؛ آنجا كه قرآن مىفرمايد: «١» وَ يَقُولُونَ نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ و يُريدُونَ انْ يَتَّخِذُوا بَينَ ذلِك سَبيلًا (نساء: ١٥٠)
و مىگويند: «به برخى ايمان داريم و برخى را انكار مىكنيم.» مىخواهند در اين ميان، راهى براى خود برگزينند.
در ادامه آيه، خداوند، ماهيت اين گروه را كه از اهل كتاب بودند و نمىخواستند پيامبر اسلام (ص) را بپذيرند، روشن ساخته و به آنان وعده عذاب داده است:
اولئِكَ هُمُ الْكافِروُنَ حَقّاً وَ اعْتَدْنا لِلْكافِرينَ عَذاباً مُهيناً (نساء: ١٥١)
آنان در حقيقت كافرند و براى كافران عذاب توهينآميزى فراهم ساختيم.
جريان التقاط در صدر اسلام مىكوشيد به شيوههاى مختلف از پذيرش كامل اسلام سرباز زده، بخشى از اسلام را بپذيرد. التقاطيون مىخواستند راه سومى بيابند كه آميزهاى از اسلام و اديان و افكار انحرافى بود. در اين كتاب ما در پى بررسى تاريخچه التقاط در صدر اسلام نيستيم. بنابراين به همين اشاره بسنده مىكنيم و سراغ تاريخچه آن در ايران مىرويم. «٢» در تاريخ معاصر ايران، التقاط به دنبال ورود مكاتب غربى به ايران و همزمان با انقلاب مشروطه به تدريج رخ نموده است. پس از ورود مكاتب غربى نظير