جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٩٦
ب: غير مسلمانان ٢٠. آسوريان ٢١. زرتشتيان ٢٢. ارامنه ٢٣. بهائيان ٢٤. يهوديان تا قبل از روى كار آمدن دولت رضاشاه، اقوام ايرانى در قالب ايلها روابط خوبى با دولت مركزى داشتهاند، اقدامات عصر رضاشاه و ارائه ناسيوناليسم دولتى او روابط دولت مركزى و اقوام را به صورت ديگرى شكل داد، سركوب خواستهها و مطالبات و اعتراضات اقوام ايرانى از سوى دولت ديكتاتور رضاشاه باعث زنده شدن روح قوميت در آنان شد. احساس تبعيض و تحقير اقوام پيرامونى از سوى دولت مركزى و شكافهاى اقتصادى فرهنگى، اجتماعى ناشى از كم توجهى دولت مركزى به آنان زمينه را براى تقويت گرايشهاى قوم محورى فراهم نموده، نخبگان بومى ناراضى از دولت مركزى و قدرتهاى استعمارى نيز آن را تشديد كردند. «١» با پيروزى انقلاب اسلامى قوميتها طبق قانون اساسى از حقوق مساوى برخوردار بوده و اقليتهاى مذهبى نيز به رسميت شناخته شدند و به رغم تعداد كم اعضاى آنها، حقوق آنان در ابعاد مختلف در قانون اساسى به رسميت شناخته شد، در طول ٨ سال دفاع مقدس (حمله عراق به ايران ١٣٥٩- ١٣٦٧) اقوام و اقليتهاى ايرانى از تماميت ارضى كشور دفاع نموده و شهداى گرانقدرى را تقديم انقلاب و نظام جمهورى اسلامى كردند، امّا آمريكا، انگليس، اسرائيل، گروههاى تروريستى و ضد انقلاب و نظام جمهورى اسلامى، همچنان سعى دارند آتش فعاليتهاى قومى را در مناطق مختلف كشور ايران برافروزند.
يادآور مىشويم كه جريان قومى از هويت مكتبى خاصى برخوردار نيست و تنها با استفاده از مكاتب و مذاهب مختلف مىتواند خود را در سطح فكر و انديشه حفظ