جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٨٥
ملى گرايان ايرانى به دليل گرايشهاى غرب گرايانه، انفكاك كامل قوه سياسى از قوه روحانى را خواهانند. آنان تحت تأثير مدرنيسم (مكتب نوگرايى) غربى، همان اصول و تفكر غرب در باب دين و سياست را پى مىگيرند. تلاش براى حاكميت سكولاريزم در همه ابعاد در زمان رضا شاه با كمك و پشتوانه همين روشنفكران ملى گرا صورت گرفت. تأسيس نظام قضايى غربى و به تعبير آنان «دنيا پسند»، سركوب روحانيت، احياى مفاخر پيش از اسلام، كشف حجاب و تعطيل كردن مراسم عزادارى مذهبى، همه بر اساس اين مبنا صورت مىگرفت.
٦- ٣- ٤. پذيرش نظام شاهنشاهى ايران ٢٥٠٠ سال در حاكميت نظام شاهنشاهى قرار داشته است. ملى گرايان با اصالت دادن به ايران و باستان ستايى، اصل نظام سلطنت به عنوان رژيم تاريخى حاكم بر ايران را پذيرفته بودند. كسانى كه پيش از انقلاب در قالب جبهه ملى گرد هم آمده بودند، حتى در شرايط استيصال نظام شاهنشاهى در آستانه پيروزى انقلاب، نظام شاهنشاهى را نفى نمىكردند. موضع اپوزيسيون يا مخالفت آنها تنها با دولتهاى حاكم رويارويى مىكرد نه شاه و نظام سلطنت، شعار آنها اين بود: «شاه بايد سلطنت كند نه حكومت.» اين بدان معنا است كه شاه هيچ گونه مسئوليتى در قبال اداره كشور ندارد؛ امّا جايگاه او به عنوان جايگاهى تشريفاتى همچنان محفوظ است. البته اين تفكر نيز نشئت گرفته از نظام سلطنت مشروطه غربى بود. «١» بر اين اساس آنان در مقابله با استبداد مبناى محكمى نداشتند و مىكوشيدند از طريق قانون اساسى مشروطه اهداف خود را پيش ببرند. در برهههايى از تاريخ معاصر ايران، همچون سال ١٣٣٢ ش.
ملى گرايان به رهبرى دكتر مصدق فرصتى طلايى براى ريشه كنى نظام فاسد