جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٨٤
٣- ٣- ٤. بيگانه ستيزى در انديشه ملّىگرا تحقير اقوام و ملل بيگانه و برخوردار از روحيه مقابله جويى و تعصب ضد خارجى يك اصل به شمار مىرود. اين اصل گاه به حد افراطى مىرسد و موجب جنگ مىشود. در ايران بيگانه ستيزى ملى گرايان، بيشتر به دشمنى با عرب و اسلام انجاميده است. تلاش ملى گرايان براى جايگزين كردن لغات فارسى به جاى عربى در دوره رضا شاه با شكست مواجه شد. سعى ملّى گرايان براى القاى اين تفكر غلط كه اسلام موجب عقبماندگى ايران است، از همين اصل فكرى سرچشمه مىگيرد. شگفت آنكه پان ايرانيستها استعمارگران غربى را در قلمرو بيگانه ستيزى خويش نگنجانيدهاند. بى گمان، غير از دوره ملى شدن نفت، بسيارى از قراردادهاى استعمارى به دست كسانى امضاء شده است كه ادعاى وطن دوستى و ملى گرايى داشتهاند.
٤- ٣- ٤. ايرانيّت به جاى اسلاميّت ملىگرايان در مبانى فكرى خود، اصالت را به ايران و ايرانيّت مىدهند و با وجود خدمات فراوان اسلام به ايران، هويت ايرانى را از هويت اسلامى جدا مىدانند.
اسلام براى آنان يا اهميت ندارد و يا از اهميت درجه چندم برخوردار است.
برخورد آنان با ارزشها، هنجارها، نهادها و تأسيسات اسلامى نيز همين گونه است. بر اين اساس نگاه آنان به روحانيت و حوزههاى علميه نگاهى منفى است و به ولايتفقيه نيز معتقد نيستند.
٥- ٣- ٤. سكولاريزم از جمله مبانى ديگر ملى گرايى، سكولاريزم به معناى جدايى دين از سياست است. ملى گرايان حضور دين در صحنه سياست را برنمىتابند و معتقدند دين نبايد قلمرو خود را بگستراند و همه عرصههاى اجتماع و سياست را فرا گيرد.