جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٦٢
وابستگان به اجانب، يعنى آمريكا و انگليس، بودهاند. برخى از ويژگىهاى آنها به گونه خلاصه عبارت بودند از:
- همگى با دستور مقامات بالاى رژيم سلطنتى تشكيل شده بودند.
- چنين نبود كه مانند احزاب سياسى معمول جهان، گروهى همفكر و طرفدار يك آرمان و ايدئولوژى گردهم آمده و تشكيل حزب داده باشند. آنها احزاب مردمى نبودند؛ احزاب دولتى و ضد مردم بودند.
- استبداد و خود محورى شاه اجازه فعاليت مستقل را به آنها نمىداد. احزاب مىبايست غلام حلقه به گوش و چاكر جان نثار باشند تا آنچه فرمان مىرود، بى چون و چرا انجام دهند.
- انگيزه تشكيل اين احزاب و عضويت افراد در آنها، سودجويى، منفعتطلبى، مقام خواهى و ارضاى اميال و هوسهاى شخصى بود.
- بيشتر رهبران و اعضاى اين احزاب از رجال وابسته به بيگانگان و فراماسونرها بودند. فراماسونرى، تشكيلاتى استعمارى و بينالمللى است كه ارتباط بسيار نزديكى با يهوديت و صهيونيزم دارد. بر اين اساس رجال وابسته به اين تشكيلات ضمن توجيه چهره كريه استعمار در انعقاد قراردادهاى ضد منافع ملى به نفع بيگانگان دست داشتند. «١» كوتاه سخن آنكه، جريان سلطنت طلب در دوره معاصر تاريخ ايران كارنامه سياهى داشته است. رهبران و متوليان اين جريان ضمن تحميل نظام استبدادى بر كشور، آگاهانه باند بازى، خويشاوندگرايى، رانت خوارى و انواع فساد را در كشور رواج دادند و ننگينترين قراردادهاى استعمارى را بر كشور تحميل كردند و مسئول عقب ماندگى ايران از كاروان علم و تمدن بشرى به حساب مىآيند.