جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٦١
ايران، تك حزبى شد و پس از مدتى دو جناح به نامهاى ليبرال سازنده و ترقى خواه در درون آن پديد آمد. وجود حزب رستاخيز در زمانى كه انقلاب عظيم و سراسرى ملت ايران پاى گرفت، نه تنها گرهاى از مشكلات رژيم شاه نگشود، بلكه بر گرهها نيز افزود. چون شاه دريافت كه احزاب دولتى گذشته در جذب مردم كارايى و توانايى ندارند، در صدد بر آمد تا با بر پايى اين حزب مشاركت سياسى نمايشى مردم را به عنوان حاميان رژيم جلب نمايد. حزب مبانى خود را «نظام شاهنشاهى»، «قانون اساسى» و «انقلاب شاه و مردم» اعلام كرد. به دستور شاه همه مردم مجبور به عضويت در آن بودند. شاه آشكارا اعلام كرده بود، هر كس نمىخواهد عضو حزب رستاخيز شود، گذرنامه بگيرد و كشور را ترك كند. «١» امام خمينى رهبر انقلاب اسلامى پس از تشكيل حزب طى اعلاميهاى به تحريم آن فرمان داد:
نظر به مخالفت اين حزب با اسلام و مصالح ملت مسلمان ايران، شركت در آن بر عموم ملت حرام و كمك به ظلم و استيصال مسلمين است و مخالفت با آن از روشنترين موارد نهى از منكر است. «٢» سرانجام، واپسين حزب شاه ساخته، در پاييز ١٣٥٧ ش. به علت ناكامى در رسيدن به اهداف و در پى اعتراضات مردمى، رسماً به دست خود رژيم منحل شد. «٣» شايد نياز به ذكر نباشد كه احزاب و گروههاى وابسته به جريان سلطنت طلب در دوره معاصر ايران به دليل فساد حاكم بر نظام سلطنتى، از جمله فاسدترين احزاب كشور بودهاند. اعضاى اين تشكلهاى شاه ساخته و تقليدى از غرب، اغلب از رجال وابسته به دربار و همچنين جاسوسان، فراماسونرها و