جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٥٥
ايدئولوژى شاهنشاهى با استفاده از آثار باستانى بر جاى مانده از هخامنشيان و ساسانيان و احياى نمادين آداب و رسوم و لباسهاى حاكمان، سربازان و اقوام باستانى ايران در طول جشنهاى ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهى بهنتيجه دلخواه نرسيد و نتوانستند همچون جريانهاى ديگر بامبانى عقيدتى خود، نيروهاى اجتماعى را تحت تأثير قرار دهند. عمده هواداران جريان سلطنت طلب كسانى بوده و هستند كه منافع شخصى آنان، تنها با وجود نظام سلطنتى حاكم تأمين مىشد. با اين حال، نظام سلطنتى براى بقاى خود اصول يا مبانى فكرى زير را ترويج مىكرد.
١- ٣- ٢. شاه محورى مهمترين مبناى فكرى اين جريان، شاه محورى است. بر اين اساس شاه مركز، قلب و قطب همه امور در كشور است و همه چيز بايد حول او به گردش در آيد.
شاه براى اين جريان، موجودى مقدس به شمار مىرود و بندگى او شرط ورود به اين جريان است. طبق اين ديدگاه، شاه موجودى الهى، سايه خدا، داراى فرّ ايزدى و شخصيتى كاريزماتيك است. سخن او قانون به شمار مىرود و خود نيز در اجرا يا زير پا گذاشتن آن طبق استبداد شخصى و هواهاى نفسانى آزاد است.
٢- ٣- ٢. وفادارى به نظام سلطنت همچنان كه شاه، سايه خدا در زمين است، سلطنت نيز موهبتى الهى است. «١» حكومت در واقع ملك شخصى شاه و حق انحصارى او است و كسى را حق دخالت در آن نيست. وفادارى به رژيم سلطنتى و اعتقاد به اينكه بهترين رژيم سياسى در جهان، اين نوع نظام است، مبناى فكرى ديگر اين جريان محسوب مىشود.