جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٥٤
دشمنىهاى آنان به ويژه پس از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ش. بسيار شدت يافت. اما سرانجام با ظهور امام خمينى (ره) در رأس جريان اسلامى، انقلابى عظيم به وقوع پيوست و در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ ش. طومار نظام شاهنشاهى و جريان سلطنتطلبى از ايران به هم پيچيد. با پيروزى انقلاب اسلامى بسيارى از درباريان و سلطنتطلبان حاكم به دليل فساد در زمين و ظلم بر بندگان خداوند، محاكمه و به اعدام محكوم شدند و گروهى از آنان نيز گريختند و به كشورهاى غربى به ويژه آمريكا پناه بردند. اين جريان هم اكنون در دو شاخه سلطنتطلبان مطلقه و سلطنتطلبان مشروطه خواه، رضا پهلوى را به عنوان رهبر خود پذيرفته و به فعاليتهاى ضد نظام جمهورى اسلامى مشغولاند.
گفتنى است كه جريان سلطنتطلب از دوره قاجار تا سقوط پهلوى همواره از حمايت اجانب برخوردار بوده است. سلطنتطلبان عصر قاجار از حمايت دولت روس برخوردار بودند. وقتى انقلابيون مشروطهخواه تهران را فتح كردند، محمد على شاه قاجار، نخست به سفارت روس در تهران و سپس به كشور روسيه پناهنده شد. در دوره رضا شاه، انگليس، اين پير استعمار، از جريان سلطنت طلب حمايت مىكرد و در عصر محمدرضا پهلوى، آمريكا، در كنار انگليس، حامى و پشتيبان آن بود. امروز نيز سلطنت طلبان به صورت پنهان و آشكار در خدمت اهداف سياستمداران آمريكايى، عليه جمهورى اسلامى فعاليت مىكنند هر چند در داخل كشور از پايگاه مردمى برخوردار نيستند.
٣- ٢. مبانى فكرى جريان سلطنت طلب از مبناى عقيدتى و ايدئولوژيك روشنى همچون ديگر جريانهابرخوردار نيست. تلاش رژيم پهلوى و هوادارانش براى ساختن نوعى