جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١٢٨
ليبرال» است و شاخصهاى آن دموكراسى، آزادى، جامعه مدنى، تساهل و تسامح و مانند آن.
بر اين اساس شاهد يك تحول فكرى و تغيير اساسى در ديدگاههاى اعضاى شوراى مركزى اين تشكل هستيم. در دوره اول تأكيد و دغدغه- آن گونه كه از مرامنامه دفتر فهميده مىشود- بر امور زير است: ضديت با استكبار و استعمار، تلاش براى تحول از دانشگاههاى وابسته رژيم پهلوى به دانشگاهِ مستقل و اسلامى. تقويت روح علمى، تربيت متخصص براى جمهورى اسلامى، خلاقيت و ابتكار علمى، بسترسازى براى انقلاب فرهنگى، وحدت حوزه و دانشگاه، اسلام فقاهتى، قانون اساسى و ولايت فقيه. امّا در دوره دوم فعاليت موارد ياد شده كم رنگ شده و حتى بعضى از اعضاى شوراى مركزى در مقابل آنها موضع مىگيرند، مخالفت با امريكا و سازش ناپذيرى جاى خود را با تمايل و گرايش به امريكا و غرب عوض مىكند. برخى از اعضاى اين دفتر مانند على افشارى چنان تغيير موضع مىدهند كه هم اكنون در آمريكا و تحت حمايت شيطان بزرگ در حال تحصيل هستند و با حضور در استوديوى صداى آمريكا عليه نظام جمهورى اسلامى تبليغ مىكنند.
يادآور مىشويم كه اين اتحاديه خود را يك تشكل فرهنگى- سياسىِ دانشجويى مىداند و فاقد مجوز از وزارت كشور است و اساساً معتقد است چون طبق قانون اساسى فعاليت سياسى آزاد است، نيازى به مجوز ندارد. «١» به لحاظ گرايش سياسى دفتر تحكيم اكنون جزو اصلاح طلبان يا دوم خردادىها محسوب مىشود، مواضع آن در گذشته بيشتر ارزشى و متمايل به چپِ اسلامى بوده است.