جريان شناسى سياسى معاصر ايران - مظفری، آیت - الصفحة ١١٥
مرزبندى داشتند. اين نيروها از مسئولان عالى رتبه نظام تا ساير افراد پايبند و مطيع فرامين امام را شامل مىشد كه در مقابل جريانهاى مخالف تحقق آرمانهاى رهبر انقلاب اسلامى ايستاده بودند. جريان خط امام را در اوايل پيروزى انقلاب اسلامى علاوه بر ارگانها و نهادهاى انقلابى مانند سپاه و جهاد، كميتههاى انقلاب اسلامى و شخصيتهاى مستقل، تشكلهايى چون حزب جمهورى اسلامى، جامعه مدرسين حوزه علميه قم و افرادى همچون شهيد مطهرى، بهشتى، باهنر، حضرت آيت الله خامنهاى، هاشمى رفسنجانى، موسوى اردبيلى و جامعه روحانيت مبارز، هيئتهاى مؤتلفه، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، دفتر تحكيم وحدت و ساير نيروهاى مطيع امام خمينى تشكيل مىدادند كه در مقابل جريان مخالف خط امام مانند نهضت آزادى، مهندس بازرگان و اعضاى دولت موقت او، جبهه ملى، گروههاى ماركسيستى مانند حزب توده و چريكهاى فدايى خلق، گروههاى التقاطى مانند مجاهدين خلق (منافقين) و فرقان، حزب خلق مسلمان همچنين ابوالحسن بنىصدر اولين رئيس جمهور و دفتر هماهنگى بنىصدر قرار داشتند.
در دوره حاكميت دولت موقت مهندس بازرگان، كه جريان ضد و غير خط امامى مركب از نهضت آزادى و جبهه ملى حاكم بود، مهمترين چالش بر سر «رفتار انقلابى و يا حركت گام به گام» بود. در حاليكه نيروهاى خط امام بر «انقلابى عمل كردن» تأكيد داشتند، دولت بازرگان و همفكران او مشى مسالمتآميز را پى گرفته، سياست گام به گامِ آنان نيروهاى انقلابى را آزار مىداد.
از جمله اختلافات در اين دوره بحث بر سر نوع رژيم آينده ايران بود، امام خمينى و نيروهاى خط امامى به همراه مردم بر «جمهورى اسلامى» نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد پاى مىفشردند، امّا بازرگان و همفكران او معتقد