اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ٢٤ - محدوده حُسن ظنّ
مِنْهُ خِزْيَةٌ فَقَدْ ظَلَمَ وَاعْتَدٰى وَ اِذَا اسْتَوْلٰى الْفَسادُ عَلَى الزَّمٰانِ وَ اَهْلِهِ فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّرَ [١]
آنگاه كه صلاح و درستى بر زمانه و اهلش غالب شود، اگر كسى بدون ديدن بدى، سوءظنّ به ديگرى داشته باشد، محققاً ستم و تجاوز كرده است و زمانى كه فساد مستولى گردد، ولى فردى به ديگرى حسنظنّ داشته باشد، پس به درستى كه خود زيان كرده است.
بنابراين، جمع بين روايات عامى كه به طور مطلق به خوشبينى دعوت مىكند و راهنمايى مشخصى كه در ارتباط با محدودۀ خوشبينى ارائه شده است چنين خواهد بود: خوش بينى در حوزۀ روابط دشمنان خارجى و داخلى، منافقين، افراد حيلهگر و فاسد، فاقد توجيه تلقّى گردد، ولى با دوستان و افراد ظاهرالصّلاح با خوشبينى مواجه شويم و آنجا كه سوءظنّ به حزم و قاطعيت تعبير شده است، [٢]مربوط به محدودۀ بيگانگان و منافقان است.
شهيد ثانى (ره) مىگويد:
فلايستباح ظنّالسوء الّابما يستباح بهالدم والمال وهو متيقن مشاهدةً او بيّنة عادلةاوما جرىٰ مجراها مِنالامورالمفيدة لليقين والثبوتالشرعى [٣]
بدگمانى مباح نيست، مگر آنجا كه جان و مال مباح شود كه عبارت است از: زمانى كه مشاهده يقينى وجود داشته باشد يا بينّه عادل يا همانند آن از طرقى كه مفيد يقين و ثبوت شرعى باشد، اقامه گردد.
[١] . نهج البلاغه، حكمت ١١٠.
[٢] . شرح نهجالبلاغه، ابن ابىالحديد، ج ٢٠، ص ٣٠٥؛ «عليك بِسُوءِالظنّ فأِن اصاب فحزم و الاّ فالسّلام» ؛ نهجالبلاغه، نامه ٥٣، «فخذ الحزم واتّهم فى ذلك حسنالظنّ» .
[٣] . كشفالريبه، ص ٢١.