اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٩٠ - مقابله با تخليۀ اطّلاعاتى
طرف مقابل و افرادى كه با آنان در تماس هستند، بر حجم دارايى اطّلاعاتى خود بيفزايند. اين هجوم اطّلاعاتى بطور معمول متوجّه خردسالان و افراد سادهلوح يا غافل مىشود. در عرصههاى دشمنى و جدال، نيروهاى هر طرف با نمايش صحنۀ كاذبِ دوستى مىكوشند تا رقيب را تخليۀ اطّلاعاتى نمايند. اينك با بررسى نمونههايى از اين پديده به بيان راههاى مقابله با آن مىپردازيم:
در غزوۀ بدر، پيامبر اكرم (ص) در پى شناسايى مسير كاروان قريش به مردى به نام سفيان ضمرى برخورد كرد و از او در مورد كاروان قريش پرسيد، او گفت: به شما اطّلاعاتى نمىدهم تا بگوييد از كجا هستيد؟ گفتند: تو بگو، ما خودمان را معرفى مىكنيم. بعد از اينكه مسير حركت كاروان دشمن را دانستند، درپاسخ سفيان گفتند: «نَحْنُ مِنْ مٰاءٍ» (خلق از آب يا از سرزمين عراق) و او نتوانست پيامبر (ص) را شناسايى كند. [١]
مردى از اهل فارس از امام كاظم (ع) پرسيد: آيا شما علم غيب مىدانيد. حضرت فرمود:
از امام باقر (ع) نقل شده ا ست كه فرمود: گاهى (مسير دريافت دانش) براى ما گشوده مىشود و مىدانيم و گاهى بسته مىشود و ما چيزى نمىدانيم و مسألۀ غيب از اسرار الهى است كه به جبرئيل سپرده شده و جبرئيل آن را به پيامبر (ص) سپرده است و آن حضرت به ديگرى كه صلاح مىديده، اين امانت را واگذار كرده است. [٢]
[١] . مغازى، ج ١، ص ٥٠.
[٢] . كافى، ج ١، ص ٢٥٦، دار صعب، بيروت.