اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ٦٦ - جايگاه اطّلاعات
نه تنها اين گروه محرمان على الاطلاق سرّ الهىاند، بلكه: هر كه را اسرار حقّ آموختند مُهر كردند و دهانش دوختند
هستى، امانتدار راز الهى و خزانۀ اسرار ذات لايزال است و آنچه به تجلّى و ظهور رسد، پرتوى از ذخاير معدن عظمت اوست. آيا تا كنون از خود پرسيدهايد: چرا جانداران قبل از آمدن به اين دنيا، دورهاى را در ستر و خفا سپرى مىكنند و پس از آن پا به عرصۀ ظهور مىنهند؟ آيا اين دوره مقدمهاى بر زندگى اسرارآميز او و تمرينى براى تربيت روح پردهدارى وى نيست؟ بشر تكاليفى را بايد پنهانى و وظايفى را آشكارا انجام دهد؛ آيا اين سرّ و علانيتى كه در تكاليف منظور شده است، آدمى را از وجود جهان ديگرى غير از دنياى ظهور و نمودها آگاه نمىسازد كه انسان در آن صحنه نيز بايد حضور يابد و شخصيّت و سابقهاى در جهان اسرار و حضور و نمودى در دنياى مادّه و نمادها داشته باشد؟
آرى جهان هستى به دو بخش كلّى تقسيم مىشود: بخش ناگفتهها و ناگفتنىها، سترها و رازها و بخش ظهور و نمودها، گفتنىها و بروزها.
بنابراين، دستگاه اطّلاعاتى، مقتضاى طبيعت و نداى خلقت است. حواسّ پنجگانه، عقل حافظه و هوش، همه و همه ابزار كسب، پردازش، حفظ و تحليل اطّلاعاتند. انسانها به طور طبيعى، بخشى از اطّلاعات خود را همچون گنجى پنهان مىدارند و بهنظر آنان همين اطلاعات پنهانى، نقش اصلى را در زندگى و سرنوشت آنان ايفا مىكند، همانگونه كه بشر به طور فطرى و از اوّلين روز خلقت مىكوشد كه بر گنجينۀ اطّلاعات خود بيفزايد و متناسب با امكانات، توان و تدبير خود، در اين مسير قدم مىگذارد. طفل مىكوشد تا از محيط اطراف خود كسب اطّلاع كند وحقيقت اشياء را