اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ٨٣ - شبكۀ كارگزاران حكومتى
منعكس شده است كه به برخى از آنها اشاره مىگردد. آن حضرت در نامهاى به شريح بن حارث كه سمت قضاوت را به عهده داشت، چنين نگاشت:
به من گزارش دادهاند كه خانهاى به هشتاد دينار خريدهاى، برايش سندى تنظيم كرده و شاهدانى گرفتهاى! [ آيا اين گزارش صحيح است؟ ! ] . . . مواظب باش كه آن را از غير مال خودت نخريده باشى كه در اين صورت در دنيا و آخرت ضرر كردهاى. [١]
و آنگاه كه اطّلاع يافت اشعث بن قيس، فرماندار آذربايجان، به جهت ترس از عزل، به جابهجايى اموال و امكانات پرداخته است، به او نوشت:
اِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لٰكِنَّهُ فىٖ عُنُقِكَ أَمٰانَةٌ. . . وَ فىٖ يَدَيْكَ مٰالٌ مِنْ مٰالِ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ [٢]
و به يكى ديگر از كارگزاران حكومتى خود اين گونه خطاب مىكند:
كشاورزان منطقهات شكايت بدرفتارى تو را نزد من آوردهاند و من تحقيق كرده و دريافتم كه تو نبايد به آنان بسيار نزديك شوى، زيرا اينان مشركند، و نيز از آنان بسيار دور نباشى، زيرا همپيمان تو اند. پس با آنان در عين ملايمت با قاطعيت رفتار كن. [٣]
[١] . نهج البلاغه، نامه ٣.
[٢] . همان، نامه ٥، ترجمه: «بىگمان كارى كه به تو سپرده شده است نه لقمهاى چرب، بلكه بار امانتى بر گردن توست. . . و بخشى از مال خداى عزّوجلّ را در اختيار دارى.»
[٣] . همان، نامۀ ١٩.