اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ٥٩ - د-عَريٖف
١. كسى كه كارهاى مردم را شناسايى مىكند تا گزارش آنرا به ما فوق خود در مواقع نياز برساند. [١]
٢. كسى كه ياران خود را خوب مىشناسد. [٢]
٣. سرپرست قوم، كه از اين جهت شناخته شده و مشهور گشته است. [٣]
٤. قيّم و سيّد، زيرا او آشنا به سياست و امور قوم است. [٤]
٥. سرپرست امور قبيله يا گروهى از مردم كه به امور آنها رسيدگى مىكند و حاكم به وسيلۀ او از احوال ايشان با خبر مىشود. [٥]
ابن ابى الحديد مىگويد:
امير مؤمنان على (ع) دستور داد خانۀ حنظله خراب شود و آن خانه به دست عريف آنان شبث بن ربعى و بكر بن تميم ويران گرديد. [٦]
كتّانى بخشى از كتاب خود را به وظايف عريفان اختصاص داده و آنان را بهمعنى فرماندهان لشكر و امراى ارتش مىداند و مىگويد: شايد از اين جهت آنان عريف ناميده شدهاندكه آشنايى با وضعيت ارتش از طريق آنان محكم است. [٧]
با يك جست و جوى پراكنده در احوال و تاريخ عريفان به اين نتيجه مىرسيم كه روابط حكومت و مردم از طريق آنان تنظيم مىگرديد و مسائلى
[١] . معجم مقاييس اللغة، ج ٤، ص ٢٨٢.
[٢] . اقرب الموارد.
[٣] . همان.
[٤] . لسان العرب.
[٥] . النّهاية، ابن اثير.
[٦] . شرح نهج البلاغه، ج ٣، ص ١٧٧.
[٧] . التراتيب الاداريه، ج ١، ص ٢٣٥.