اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٥٣ - ٧ بازپرسى و بازجويى
- من راضى نيستم، آيا مىخواهى شريعت پيامبر (ص) را باطل كنى؟ !
- چرا؟
- مىخواهى مرا به عقد فرزندم درآورى؟ چگونه اين ممكن است؟
- «جٰاءَ الْحَقُ وَ زَهَقَ الْبٰاطِلُ» چرا قبل از رسوايى اعتراف نكردى؟
- به طمع ميراث باقى مانده از شوهرم همه چيز را منكر شدم.
- نزد خداوند توبه كن و از او طلب بخشش كن. [١]
گاه اين بازرسى در قالب بازديد از منزل و وسائل درون خانه اتفاق افتاده است؛ همان گونه كه ابوالجهم قرشى مىگويد:
به حضرتامير (ع) دربارۀ پدرم گزارشى رسيد. امام او را با چند تازيانه مجازات كرد. بار ديگر به آن حضرت گزارش شد كه معاويه نامهاى به او نوشته است. امير مؤمنان (ع) دو نفر را مأمور كرد كه خانۀ او را بازرسى كنند. منزل، بازرسى و نامۀ معاويه پيدا شد و به حضرت تسليم گرديد. [٢]
٧. بازپرسى و بازجويى
هر حادثهاى معمولاً ناظران و آگاهانى دارد كه اطّلاعات آنان اگر اصل ماجرا را بطور روشن تبيين نكند، حداقل راهنِماييها و قراين خوبى از آن به دست مىآيد.
بازپرسى مىتواند منعكس كنندۀ واقعيت يك ماجرا يا ارائه كننده قرائنى مفيد براى ارزيابى آن باشد. بازپرسى گاه در يك محيط دوستانه و بهشكل گفت و گوى معمولى و اتفاقى صورت مىگيرد كه اين نوع از بازپرسى كمترين هزينه و خسارت و بيشترين برآيند و بهره را خواهد داشت و در حقيقت
[١] . مستدرك الوسائل، ج ١٧، ص ٣٩٢.
[٢] . المصنّف، ابن ابى شيبه، ج ١١، ص ١٣١.