اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٤١ - ٢ شنود يا استراق سمع
مذموم است، زيرا به استوارى نظام جامعه و تفاهم و صميميّت بين انسانها لطمه وارد مىسازد، [١]امّا اگر اتّهام و جرمى پديد آمد كه مهار نمودن آن براى حفظ نظم و نظام جامعه ضرورت داشت، طبعاً اين عمل نيز ضرورى خواهد بود.
مردى از ياران امام سجّاد (ع) به محضر آن بزرگوار شرفياب شد و عرض كرد:
«يابن رسول اللّه، فلان كنيز شما به جدّتان امير مؤمنان على (ع) ناسزا مىگويد و اگر مايليد، مىتوانم شرايطى فراهمكنم كه با گوش خود اين سخنان را از وى بشنويد. حضرت فرمود: آرى، مايلم. او به امام عرض كرد: فردا همچون ساير روزها از منزل خارج شويد، ولى بلافاصله به خانه برگرديد و در گوشهاى پنهان شويد. (تا من او را به سخن وادارم) فرداى آن روز امام (ع) در گوشهاى پنهان شد و آن مرد با كنيز وارد گفت و گو شد و آن زن هم بىپروا به ناسزاگويى پرداخت و آنگاهكه امام (ع) اين موارد را ديد، او را رها كرد. [٢]
مادر امام كاظم (ع) مىگويد: به فرزندم مىنگريستم، در حالى كه حضرتش روى پشت بام خوابيده بود. ناگاه با عجله از جا برخاست و به سويى حركت كرد. من نيز به دنبالش درآمدم و ديدم دو غلام حضرت با دو كنيز از پشت ديوارى مشغول گفت و گو هستند. سپس امام (ع) به من توجّه كرد و گفت: آيا سخن آنان را نمىشنوى؟ گفتم: چرا! پس از آن و در صبحگاهان دو غلام را به شهرى و دو كنيز را به شهر ديگرى فرستاد. [٣]
[١]
[٢] . وسائل الشيعه، ج ١٤، ص ٤٢٥.
[٣] . قرب الاسناد، ص ١٤١.