اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٧٤ - سنجش آرا و افكار عمومى
رئيس حكومت در صحنۀ جست و جوى اطّلاعاتى قرار گيرد و به طور مستقيم و ناشناس وبا لباس مبدّل يا آشكارا بهنظرخواهى از افراد بپردازد.
در جنگ صفين كه اميرالمؤمنين (ع) طى آن با مشكلات و فراز و نشيبهاى گوناگون روبهرو بود، به هنگام بازگشت در نزديكى كوفه به پيرمردى برخورد كه بر در خانۀ خويش نشسته و آثار بيمارى در چهرهاش نمايان بود. حضرت به او سلام كرد و او پاسخِ گرمى داد، بهطورى كه همراهان پنداشتند كه او حضرت امير (ع) را مىشناسد. (اما ظاهراً گفت و گو بدون آشنايى قبلى ادامه يافت) حضرت به او فرمود:
- چه شده است كه در چهرهات آثار نگرانى ديده مىشود؟ آيا از بيمارى است؟
- بلى!
- حتماً تحمّل بيمارى برايت دشوار است؟ !
- دوست نمىدارم غير از من كسى به اين مرض مبتلا شود.
- آيا اين روحيه به خاطر خير دانستن آنچه از سوى خداست، نيست؟
- چرا (همين طور است.)
- تو را به رحمت و بخشايش گناهانت از سوى پروردگارت بشارت مىدهم. اى بندۀ خدا خود را معرفى كن!
- من صالح فرزند سليم هستم.
- از چه تيرهاى هستى؟
- ريشۀ خانوادگى من به سلامان فرزند طىّ برمىگردد و از طايفه بنىسليم هستم.
- سبحان اللّه! چه اسامى زيبايى بر تو و پدران و طايفهات نهادهاند.